تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب الجغرافية ( فارسى ) — صفحة 174

مساهمون:

ص١٧٤
آن به سقف و ديوارهاى اين نشستنگاه‌ها برخورد مىكند . آن‌گاه از آن‌ها نورى ساطع مىگردد كه درخشش آن چشم‌ها را مىگيرد ( مىزند ) . پس هرگاه الناصر اراده مىكرد اهل مجلس و يا پيكى را كه بر او وارد شده بود ، بترساند به غلامان صقلبى خود دستور مىداد . تا آن جيوه را به حركت درآورند و بدين ترتيب نورى در مجلس به وجود مىآمد ، همانند درخشش برق كه همهء قلب‌ها را تحت تأثير قرار مىداد ، و براى كسى كه در مجلس حاضر بود . مادامى كه آن جيوه تكان مىخورد ، اين‌طور به نظر مىآمد كه آنان را در هوا به پرواز درآورده است و گويند كه اين مجلس چنان مىچرخيد كه در جلوى خورشيد قرار مىگرفت و گويى كه در كنار آن ( خورشيد ) واقع شده است . ساختن اين مجلس براى احدى از سلاطين - نه در روزگار كفر و نه در روزگار اسلام - پيشى نگرفت و آن به دليل فراوانى جيوه در نزد ايشان بوده است . و اگر اين امير چنين اقدامى كرد ، حق داشت چرا كه پنجاه سال سلطنتش پاييد ، و روميان تا مسافت دو ماه راه به او جزيه مىپرداختند [ پ
v
42 ] . و از روميان هيچ‌كس در طول زندگانى اش جسارت نيافت كه سوار اسب نر شود يا سلاح حمل كند . بنابراين شايسته است كه براى او مانند آن يا بهتر از آن ساخته شود . 229 - ابن حيّان فقيه در تاريخ خود از اخبار قرطبه چيزهايى بيان كرده كه البته چيزى اضافه ندارد . از اين شهر علوم بسيار و فنون فراوان منشعب گرديده و آن شهر علم و ( دانش ) اندلس است . بيان شده كه حكم المستنصر باللّه دستور داد تا در كوچه‌هاى قرطبه جار بزنند كه از مردان كسى عمامه سر نگذارد مگر آن‌كه جامع المدوّنه را حفظ كرده و فهميده باشد . گويد ، سيصد مرد و اندى معمّم شدند . بنابراين گمان تو از غير آن علوم و فنون چيست ؟