كه به شهرى در عراق منسوب شده كه به آن دبرون « 1 » گفته مىشود و خداوند داناتر است . پيرامون خراسان شهرهايى است كه ذكرش گذشت . اين شهر از بزرگترين حوزههاى عراق است .
139 - مردم اين ناحيه ( عراق ) ثروتمندترين و قسى القلبترين مردم هستند ، و بيشتر از همه تاجر پيشهاند . آنان به فارسى سخن مىگويند و زبانشان عربى تغيير يافته است بهطورىكه تقريبا شنونده آن را نمىفهمد .
آنان مردمانى شايسته و خيرخواه و ديندارند . هر ساله در اجتماع بزرگى از شهرهاى خراسان و شيراز و گرگان - كه شهر بزرگى است و در مقابلش درياچهاى « 2 » دارد - حج مىگزارند . در ازاى درياچهء گرگان ده روز راه و پهناى آن كم و زياد مىشود و آبهاى كوهى كه ميان عراق و فلسطين است و معروف به كوه برادع « 3 » است به آن مىريزد . « 4 »
140 - رودخانههاى دجله و فرات كه تا سرزمين خراسان و سواد عراق - واقع در ميان خراسان و بغداد - جريان دارند ، از اين كوه سرچشمه مىگيرند .
سپس به كوفه و پس از آن به بصره مىريزند و آنگاه به درياى هند - ميان سرزمين كابل و نجران ، ( به دريا ) مىريزد . « 5 »
هامش
( 1 ) .Dabrun، شهرى در عراق .
( 2 ) . اشاره به درياى خزر مىباشد .
( 3 ) .Djabal al - Baradi .( 4 ) . اين وصفى را كه زهرى از شهرهاى خراسان و تجارت آنها و زبانشان داده و اجتماع سالانه آنها بيان كرده ، كاملا بىاساس و با آنچه كه جغرافىدانان مسلمان دادهاند ، مغايرت دارد .
( 5 ) . تمام اطلاعاتى را كه زهرى دربارهء سرچشمهء رودهاى دجله و فرات و مسير جريان آنها داده از روى بىاطلاعى وى مىباشد . براى اطلاع از جريان سرچشمهء اين دو رود ( ر . ك : التنبيه و الاشراف ، مسعودى ، ( ترجمه ) ، صص 51 و 52 ) .