تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اسلام ( عصر پيامبر اعظم ص ) ( فارسى ) — صفحة 318

مساهمون:

ص٣١٨
را غزوه سَويق ( آرد خمير شده با روغن ، عسل و آب ) ناميدند ، زير سَويق‌هاى زيادى را ديدند كه مشركان براى سبك‌تر شدن بارها و افزايش سرعت مركب هايشان بر زمين ريخته بودند . اين غزوه در روز يكشنبه ، پنجم ذى الحجه « 1 » كه بيست و دومين ماه هجرت به مدينه بود ؛ رخ داد و پنج روز طول كشيد « 2 » و اين بدان معنا است كه آن حضرت در عيد قربان به مدينه بازگشت .

عيد قربان

نُميرى بصرى با سندى از جابر بن عبداللّه انصارى نقل مىكند : اوّلين عيد قربانى كه مسلمانان آن را گرامى داشتند ، صبح دهم ذى الحجه بود كه از بنى قَيْنقُاع برگشته بوديم و در بنى سَلمه قربانى كرديم و من هفده قربانى را در آن‌جا ديدم . « 3 » يعقوبى مىنويسد : رسول اللّه صلى الله عليه و آله عيد قربان در مدينه بود و به همراه مردم به طرف مصلّى حركت كرد و در همين حال گوسفند را به همراه مىبرد . در مصلّى يك يا دو گوسفند را با دست خويش قربانى كرد و از يك راه به مصلّى رفت و از راه ديگرى برگشت . « 4 »

شهادت عثمان بن مظعون

طبرى مىنويسد : در ذى الحجهء همين سال عثمان بن مظعون از زخمىهاى بدر ، به شهادت رسيد . رسول اللّه صلى الله عليه و آله او را در بقيع به خاك سپرد و سنگى را به عنوان نشانه بر روى قبر او گذاشت . « 5 » وقتى كه مروان بن حكم از سوى معاويه والى مدينه شد ، روزى از كنار آن سنگ مىگذشت كه دستور داد آن را از قبر به جاى ديگرى پرت كنند و گفت : به خدا قسم كه نبايد روى قبر عثمان بن مظعون سنگى باشد كه به وسيلهء آن شناخته شود . به او گفتند : آيا سنگى را پرتاب كرده‌اى كه
هامش
( 1 ) . سيرهء ابن هشام ، ج 3 ، ص 47 ؛ اعلام الورى ، ج 1 ، ص 172 ؛ مناقب آل ابى طالب ، ج 1 ، ص 190 ، . ( 2 ) . مغازى واقدى ، ج 1 ، ص 181 . ( 3 ) . تاريخ مدينه ، ج 1 ، ص 137 - 138 ؛ تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 481 آن را از واقدى نقل كرده است ؛ امّا اين مطلب در مغازى نيامده است و شايد در سيره‌اش بوده است . ( 4 ) . تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 46 و تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 481 و مسعودى در التنبيه و الاشراف ، ص 207 و از طبرى جزرى در الكامل ، ج 2 ، ص 98 و از او در بحارالانوار ، ج 20 ، ص 8 . ( 5 ) . تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 485 و از او در الكامل ، ج 2 ، ص 98 و از در بحار الانوار ، ج 20 ، ص 8 .