هنگامى كه چاه زمزم را حفر كرد ، آن را سقايةالحاج ( آشاميدنى حاجيان ) ناميد و خداوند هم فرمود :
« أَجَعَلْتُمْ سِقايَةَ الْحاجِّ وَعِمارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ كَمَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآْخِرِ » « 1 » ؛
آيا آشاميدنى حاجيان و كليددارى مسجدالحرام را برابر عمل كسى دانستهايد كه به خداوند و روز قيامت ايمان آورده است ؟
عبدالمطلب ديهء قتل يك مرد را يكصد شتر قرار داد كه خداوند همان را در اسلام جارى كرد .
تعداد شوطهاى طواف در ميان قريش نامشخص بود كه عبدالمطلب آن را هفت شوط قرار داد و خداوند همين هفت دور طواف را در اسلام جارى كرد .
اى على ! عبدالمطلب هيچ گاه قمار بازى نكرد و بتپرستى ننمود و از گوشت قربانيانى كه به نام بتها ذبح مىشدند ، استفاده نكرد و مىگفت : من بر دين پدرم ، حضرت ابراهيم عليه السلام هستم . « 2 »
شيخ مفيد در اختصاص از عبدالرحمن بن خالد غلام منصور عباسى نقل مىكند : بعضى از فرزندان سليمان بن على عبّاسى نوشتهاى را با خطِّ عبدالمطلّب نزد من آوردند كه شبيه خطِّ اطفال بود .
در آن نوشته شده بود : باسمكاللهم ، يادداشت طلبكارى عبدالمطلب بن هاشم از اهالى مكه از فلان بن فلان حِمْيرى از اهالى زول « 3 » صنعاء . بر اوست كه هزار درهم نقره خالص كه با آهن وزن شده باشد ، بپردازد و هر گاه كه اين طلبكارى را از او خواست ، اجابت كند . شَهِدَاللّهء والمَلَكان « 4 » . و همين دلالت بر اين مىكند كه ابوطالب به خدا و ملائكه ايمان داشته است .
فرزندان عبدالمطلب
شيخ صدوق در خصال از امام باقر عليه السلام نقل كرده است : عبدالمطلب داراى نه پسر بود و نذر كرده بود كه اگر دهمين فرزندش هم پسر باشد ، او را قربانى كند ، امّا پس از آنكه عبداللّه متولد و بزرگ شد ،
هامش
( 1 ) . توبه ( 9 ) ، 19 .
( 2 ) . خصال ، ص 312 .
( 3 ) . اسم مكانى است در يمن كه به خط عبدالمطلب بن هاشم شناخته شده است ؛ « معجمالبلدان » .
( 4 ) . اختصاص ، ص 123 . اين مطلب را ابن نديم در الفهرست نقل كرده است و در انتساب كتاب خصال به شيخ مفيد ترديد است .