بين اشياى نفيس و گرانقيمت ، فرش جالبى را ديدم كه در اوج جذابيت بود . اين فرش از ابريشم و پشم خالص بافته شده بود . طول آن ، تقريباً بيشتر از 2 متر و عرض آن ، از يك متر اندكى بيشتر بود . اين فرش ، به شكل محراب ، براى مصلى گذاشته شده بود . چهارچوبى داشت كه به شكل آية الكرسى بافته شده بود و خط آن ، در اوج زيبايى بود . قسمت بالاى آن ، تصوير شيرى بود كه اشاره به اميرمؤمنان ( ع ) داشت .
دو طرف آن ، يازده تصوير بافته بودند كه به بقيه ائمه اطهار ( عليهم السلام ) اشاره داشت . در آن فرش ، دو سوره حمد و توحيد و ذكرهايى كه در نماز آورده مىشود ، بافته شده بود . چهار قطعه فرش نفيس بافته شده از ابريشم را در آنجا ديدم كه از كارهاى برخى از شاهزادههاى صفويه بود . آنان امضاها و تاريخ بافت خود را نيز در آن فرشها بافته بودند .
يك نسخه از قرآن كريم ديدم كه با خط شاه اسماعيل صفوى بود كه تاريخ آن به 991 هجرى برمىگشت . روى آن ، جلدى قرار داشت كه با آب طلاى مذاب ، پر شده بود و بهوسيله سنگهاى قيمتى ، تزيين شده بود . نسخه ديگرى از قرآن كريم ديدم كه روى يك پايه ساخته شده از عاج مزين به سنگهاى قيمتى گرانبها ، قرار داده شده بود .
اين نسخه از قرآن كريم ، درون پارچه ديبا پيچيده شده بود و بهوسيله رشتههاى طلا با يك هنر عالى و ساخت جذاب ، تزيين شده بود . جلد آن ، بهوسيله معرقكارى و ميناكارى ، آراسته شده بود . خط آن نسخه ، خط نسخ بود و در اوج كيفيت و زيبايى قرار داشت . در آن ماده تاريخ بهكار نرفته بود . سومين نسخه را ديدم كه روى يك صندلى روبنددار قرار داشت كه داراى همان ارزش هنرى بود كه در نسخههاى قبلى به آن اشاره كرديم . در اين نسخه ، به زبان فارسى توضيحاتى وجود داشت . در كتابت و ويرايش آن ، رنگها و محلولهاى طلاى زيادى بهكار گرفته شده بود . ازاينرو ، جزء جذابترين اثرهاى خطى بود . « 1 »
هامش
( 1 ) . ر . ك : الاحلام ، صص 186 - 190 .