احمد بن محمد بن سهل ، از يكى خدمتكاران بنىعباس ، نقل كرده است . درصورتىكه چنين روايتى ، به وسيله طرقى اطمينانبخش كه مربوط به اين روايت است ، تصديق نشود . پذيرش چنين روايتهايى مشكل است . خدمتكار اول و دوم ، به صراحت اسمشان ذكر نشده است . همچنين مشكل است كه بتوان به اجتهاد و استنباط ابنطاووس استناد كرد كه معتقد است منصور عباسى ، خبر مربوط به اين مكان مقدس را از امامان اهل بيت ( عليهم السلام ) شنيده است . او خواستار اين بود كه سوءظن موجود را بر طرف كند . چراكه خبر شهادت امام على ( ع ) و مخفى نمودن مكان قبر ايشان از جانب پسرعموهاى علوى منصور مورد تأييد بود . همچنين اين مسائل از طرف خاندان عباسى نيز كه در مراسم تشييع امام على ( ع ) شركت داشتند و او را به نمايندگى از عبيدالله بن عباس به خاك سپردند ، مورد تأييد بود . از ناحيه خاندان جعفر نيز كه در مراسم تشييع و تدفين امام على ( ع ) به نمايندگى از عبد الله بن جعفر حضور داشتند ، مورد تأييد بود .
در ضمن اين مطلب ، در برخى از روايتهايى ذكر شده است كه از افرادى نام بردهاند كه با امام حسن و امام حسين ( عليهماالسلام ) در مراسم تشييع و تدفين امام على ( ع ) و نماز خواندن بر ايشان شركت داشتهاند ؛ همانگونه كه پيش از اين ، اشاره شد . افزونبر اين ، سيره امام على ( ع ) و داستان شهادتش و دفن آن حضرت و مكان قبر ايشان بين خاندان بنىهاشم بوده است كه مشهورتر از آن داستانى وجود ندارد و راز آن مخفى نيست كه محل شك و شبهه باشد يا نياز به حصول اطمينان درباره آن وجود داشته باشد ؛ تا منصور از صحت آن ، اطمينان حاصل نمايد .
اگر روايت صحيح باشد ، به عقيده من اين داستان پس از ديدار امام جعفر صادق ( ع ) از كوفه ، در زمان خلافت ابوالعباس سفاح اتفاق افتاده است يا بعد از آنكه منصور ، امام صادق ( ع ) را فراخواند . ما وقوع اين ماجرا را در اواخر
قبر الإمام علي ( ع ) وضريحه ( تاريخچه آستان مطهر امام على ( ع ) ) ( فارسى ) — صفحة 203
مساهمون: صلاح مهدى الفرطوسي
ص٢٠٣