تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 685

مساهمون:

ص٦٨٥
نمىتوانست ارثى از او براى بازماندگان خود باشد ، چرا كه او خود فرموده بود : « ما پيامبران ارث نمىگذاريم و آنچه بر جاى بگذاريم صدقه است » « 21 » . بنابراين هر چه رسول خدا ( ص ) از خود باقى مىگذاشت صدقه بود كه نمىتوانست به ملك فرزند يا عموى او درآيد و بلكه تنها مىبايست در راه خير مصرف شود ، چرا كه پيامبران نه مالى را براى خود مىاندوختند و نه ثروتى به عنوان ميراث از خود بر جاى مىگذاشتند ، بلكه آنچه از آنان بر جاى مىماند ، علم و دين و هدايت مردم بود و همين ميراث آنان بود كه خوش ميراثى سودمند و سرشار و منبع فيض بخش علم كامل است . البتّه در اينجا اختلافى دربارهء فدك وجود دارد كه ما در جاى خود [ در بحث از غزوهء خيبر ] بدان اشاره كرديم و گفتيم بر خلاف آنچه تاريخ به ما ارائه مىدهد فدك ملك شخصى رسول خدا ( ص ) نبود ، بلكه در حكم ملك يتيمان ، بينوايان ، فقرا و در راه ماندگان بود و پيامبر اكرم ( ص ) عايدات آن را در همين راه به مصرف مىرساند و البتّه بستگان او و اهل بيت نيز از اين عايدات سهمى داشتند . اختلافى هم كه در اين ماجرا ميان ابو بكر و فاطمه زهرا ( س ) دختر بهترين خلق خدا بروز كرد بر خلاف آنچه اظهارات مورّخان چنين گمانى را به وجود مىآورد - اختلافى بر سر ملكيّت آن اراضى و آن آبادى نبود ، بلكه اختلاف بر سر ادارهء آن و ولايت بر مصارف آن بود ، چرا كه در عايدات اين آبادى سهمى نيز از آن نفقهء زنان پيامبر بود و به همين سبب مىبايست نزديكان پيامبر ( ص ) عهده‌دار امور آن چيزى كه پيامبر ( ص ) عهده‌دار آن بوده است شوند . امّا به هر حال ابو بكر با اين خواستهء زهرا مخالفت كرد . امّا بعدها - همان گونه كه گفته‌ايم - عمر پذيرفت كه ادارهء اين اراضى مشتركا به دست على ( ع ) و عبّاس سپرده شود . بنابراين ، ميراث بزرگ پيامبر ( ص ) چيزى جز مكتب او نبود كه به جاودانگى
هامش
( 21 ) - ما در فصل بيست و هفتم دربارهء اين حديث و مسألهء فدك سخن گفتيم - م .
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 685 | حسين صابري / محمد أبو زهرة