پستان ، نضج و تعديل نيابند . چنان كه طفل صورى به هر غذايى متغذّى نشود . بلكه بايد آن غذاها را مادر بخورد و خون صالح شود ، و باز آن خون به مغيّرهء ثَدىِ امّ ، شير شود ، تا گواراى آن طفل شود . كه غذا را با مغتذى ، جنسيت لازم است .
( ( 4759 ) ) چون مسلم گشت بىبيع و شرى * از درون شاه در جانش جرى
ن 1276 5 - ك 422 31
جرى : به جيم - به وزن غنى - رسول .
( ( 4761 ) ) راتبه جانى ز شاه بىنديد * دم به دم در جان مستش مىرسيد
ن 1276 7 - ك 422 32
راتبه : وظيفه .
( ( 4762 ) ) آن نه كه ترسا و مشرك مىخورند * ز ان غذايى كه ملايك مىخورند
ن 1276 8 - ك 422 32
آن نه : گر چه گبر و ترسا وظيفه خور دارد .
( ( 4765 ) ) چون مرا ماهى بر آمد با لمع * من چرا باشم غبارى را تبع
ن 1276 11 - ك 422 34
لمع : درخشندگى .
( ( 4773 ) ) گفت آخر اى خس واهى ادب * اين سزاى داد من بود اى عجب
ن 1276 19 - ك 422 38
واهى : سست .
( ( 4779 ) ) مرغ دولت در عتابش بر طپيد * پردهء آن گوشه گشته بر دريد
ن 1277 3 - ك 422 41
گوشه گشته : كنايه است از تنگى ديده .
( ( 4797 ) ) حَق به عزرائيل مىگفت اى نقيب * بر كه رحم آمد ترا از هر كئيب
ن 1278 3 - ك 423 20
نقيب : عريف . و سر شناس . و نقباى از اولياء خدا آنانند كه متحققاند به اسم « الباطن » . پس مشرفند بر بواطنِ مردم ، بقوّة الله . و استخراجِ ضماير كنند باذن الله - تعالى . و ايشان سيصداند .
كئيب : حزين .