تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى — صفحة 545

مساهمون:

ص٥٤٥
( ( 4835 ) ) پرورش دادم مر او را ز ان چمن * كى به گفت اندر بگنجد لطف من
ن 1279 22 - ك 424 4 لطف من : اصح است از نسخهء فن من .
( ( 4837 ) ) داده كرمان را برو مهر ولد * بر پدر من اينت قدرت اينت يد
ن 1280 2 - ك 424 5 بر پدر من : متعلَّق است به مهر . و گويا بدل من بين يا هن [ ؟ ] بوده ، و خطاب از متكلَّم حقّ است به ايّوب - عليه السلام .
( ( 4841 ) ) تا خود از ما هيچ عذرى نبودش * شكوتى نبود ز هر يار بدش
ن 1280 6 - ك 424 7 تا خود از ما : اين نسخه صحيح است .
( ( 4842 ) ) اين حضانت ديد با صد رابطه * كه بپروردم و را بىواسطه
ن 1280 7 - ك 424 7 حضانت : محافظت طفل است از مضارّ .
( ( 4844 ) ) همچنان كين شاه زاده شكر شاه * كرد استكبار و استكثار جاه
ن 1280 9 - ك 424 8 استكثار جاه : بسيارى حشمت . و جناس لاحق و خطَّى ، پيداست .
( ( 4845 ) ) كه چرا من تابع غيرى شوم * چون كه صاحب ملك و اقبال نوم
ن 1280 10 - ك 424 9 نوم : به نون ، به معنى جديد . نه به باء موحده .
( ( 4850 ) ) صد هزاران طفل بىتلويم را * كشته تا يابد وى ابراهيم را
ن 1280 15 - ك 424 11 بىتلويم را : اگر علامت مفعول باشد ، متعلَّق است به طفل ، كه مفعولِ لفظ « گشت » است . و اگر مخفّف راى باشد ، متعلَّق به تلويم است . يعنى بىراى منسوب به ملامت . و على اىّ تقدير ، معنى آن است كه به جز نفس امّاره و مسوّله ، هيچ نبود . و نفس لوّامه - كه فى الجمله سعادتى دارد - نداشت . و در خون بىگناهان ريختن خود را ملامت نمىكرد . و ميمِ تلويم ، به سكون است - چون لامِ طفل .
( ( 4852 ) ) هين بكن در دفع آن خصم احتياط * هر كه مىزاييد مىكشت از خباط
ن 1280 17 - ك 424 12