كى خواهد طپيد : اگر « كى » استفهام از زمان باشد ، مراد به طپيدن ، حركت استكمالى و تبدّل مقامى و حالى خواهد بود . و اگر به كسر گاف فارسى باشد ، كه علامت حاصل بالمصدر است ، چون بخشندگى و غم خوارگى ، مراد به طپيدن ، ماندن در غرقاب دنيا و دست و پا زدن در اينجاست .
( ( 4509 ) ) يا به طفلى در اسيرى اوفتاد * يا ز اوّل خود ز مادر بنده زاد
ن 1263 21 - ك 419 1
يا به طفلى : يعنى به نابالغى به كمال ، به سبب نقصانِ معاصى .
يا ز اوّل : يعنى نقصان فطرى و شقاوت جبلَّى .
( ( 4511 ) ) دايما محبوس عقلش در صور * از قفص اندر قفص دارد گذر
ن 1264 1 - ك 419 2
از قفص : يعنى از علاقهء اين صورت به علاقهء آن صورت ، و از آن به ديگرى ، گرفتار است .
( ( 4514 ) ) گفت منفذ نيست از گردونتان * جز به سلطان و به وحى آسمان
ن 1264 4 - ك 419 3 جز به سلطان : جز به شهود عرفانى و جز به حكمت الهى برهانى ، كما قال الله - تعالى - * ( « اُدْعُ إِلى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ » 16 : 125 ( 1 ) . چه ، برهان الهى ، موجب اذعان قلب شود ، و سلطنتى دارد ، كه نتواند از حكم او بيرون شود . پس به اتّباع وحى و الهام و برهان ظلّ علم برهان ديّان ، تواند نفوذ كند عقل به فوق آسمان ، و طيران كند به عالم معنى از اقطار عالم صورت و صندوقهاى تعيّنات جهان .
( ( 4516 ) ) فرجهء صندوق نو نو منكر است * در نيابد كو به صندوق اندر است
ن 1264 6 - ك 419 4
فرجهء : فضاى آنها .
منكر است : به فتح كاف . يعنى بد و ناشايسته است .
در نيابد :
چو آن كرمى كه در گندم نهان است
زمين و آسمانِ او همان است
( ( 4518 ) ) آن كه داند اين نشانش آن شناس * كو نباشد بىفغان و بىهراس
ن 1264 8 - ك 419 5
نشانش آن شناس : اين اقوم است از نسخهء عكس .
هامش
( 1 ) قرآن كريم ، سورهء نحل ، آيهء 125 . .