تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى — صفحة 443

مساهمون:

ص٤٤٣
( ( 2997 ) ) چون نهد در تو صفات جبرئيل * همچو فرخى بر هوا جويى سبيل

ن 1188 19 - ك 396 22 صفات جبرئيل : كه معرفت پيشه و خدا انديش و عصمت و عدالت كيش باشى ، و متصل به او باشى . چنان كه در ناطقهء صاحبِ ملكهء اتصال به عقل فعّال گويند ، در تعقل كلَّيات . بر خلاف نفس متصلهء به جزئيات حسّيه و خياليه . * ( « أَخْلَدَ إِلَى اَلأَرْضِ وَاِتَّبَعَ هَواه » 7 : 176 ( 1 ) . و چنين روح قدسيى ديده در هواى به معنى محبّت و عشق دارد ، و عاشق بر سماوات عُلاى جبروت و لاهوت است - نه بر اين سماء عالم ناسوت .

( ( 3000 ) ) از پى صورت نيامد موش خوار * از خبيثى شد زبون موش خوار
ن 1188 22 - ك 396 24 خوار : مقابل عزيز . و « خوارِ » دوم ، خورنده . و جناس تام است .
( ( 3002 ) ) باز اشهب را چو باشد خوى موش * ننگ موشان باشد و عار وحوش
ن 1189 2 - ك 396 25 خوى : درين بيت ، جناس لاحق و خطى است .
( ( 3006 ) ) پر همان و سر همان هيكل همان * موسيى بر عرش و فرعونى مهان
ن 1189 6 - ك 396 27 مهان : ذليل و خوار . و با « همان » ، جناس مقلوب دارد .
( ( 3010 ) ) پس تو هم الجار ثم الدّار گو * گر دلى دارى برو دل دار جو

ن 1189 10 - ك 396 29 الجار ثم الدّار : ( 2 ) معنى حديث آن است كه اوّل همسايه را بپيما ، و بعد منزل بگير .

( ( 3012 ) ) اى بسا در گور خفته خاكوار * به ز صد احيا به نفع و انتشار
ن 1189 12 - ك 396 30 انتشار : يعنى نشر خيرات و مبرّات ، كه از او باقى مانده .
( ( 3021 ) ) با درش بود آن غريب آموخته * وام بىحد از عطايش توخته
ن 1190 4 - ك 396 37 توخته : جمع كرده .
هامش
( 1 ) قرآن كريم ، سورهء اعراف ، آيهء 176 . .
( 2 ) قريب به اين مضمون عوالى اللئالى ، ج 1 ، ص 58 . .
شرح مثنوى — صفحة 443 | مصطفى بروجردى / ملا هادي السبزواري