دو دهان داريم : تا آخر پنج بيت ، در ابتداى كتاب گذشت . و گويا اينجا بوده به آن جا بردهاند چه در قليل از نسخ در ابتدا نيست .
( ( 2003 ) ) يك دهان نالان شده سوى شما * هاى و هويى در فكنده در هوا
ن 1141 6 - ك 382 18
در هوا : خوب نيست . و نسخهء اصح ، اوّل « شما » ، دوم « سما » كه آسمان است . و تجنيس القافيه دارد .
( ( 2006 ) ) گر نبودى با لبش نى را ثمر * نى جهان را پر نكردى از شكر
ن 1141 9 - ك 382 19
ثمر : به ثاء مثلثه . و به سين مهمله ، كه در بعض نسخ است ، صحيح نيست .
( ( 2008 ) ) تا اَبيتُ عِنْدَ رَبّى خوانده اى * در دل درياى آتش رانده اى
ن 1141 11 - ك 382 20 تا ابيت : اشارت است به حديث نبوى أبيتُ عنْدَ رَبّى يُطْعِمُنى وَيُسْقينى ( 1 ) . يعنى شب به روز مىآورم در نزد پروردگارم ، و او طعام و شراب مىدهد مرا ، طعام و شراب تجلى ذاتى و صفاتى در عالم معنى و حقايق ، و طعام و شراب صورى - در عالم صورت و رقايق . گو در عالم رقايق الرقائق ، صايم باشم .
( ( 2011 ) ) قصد كردستند اين گل پاره ها * كه بپوشانند خورشيد تو را
ن 1141 14 - ك 382 22
گل پارهها : تنهاى [ . . . ] كى .
( ( 2014 ) ) چون بخواهم كز سرت آهى كنم * چون على را سر فراچاهى كنم
ن 1141 17 - ك 382 23
سرت : به كسر سين .
فراچاهى : نسخهء « فرو چاهى » غلط است . و فرا - به وزن سرا - به معنى سوى و جانب باشد ، و نيز به معنى « در » است و « بر » - كه معنى فى و عَلى باشد در عربى . و آن حضرت چون محرم اسرار نمىيافت ، گاه چنين مىكرد . چنان كه در منطق الطير است كه :
مصطفى جايى فرود آمد به راه
گفت آب آريد لشكر را ز چاه
رفت مردى باز آمد با شتاب
گفت پر خون است چاه و نيست آب
هامش
( 1 ) صحيح بخارى ، ج 4 ، ص 118 . .