رمز موتوا : اشارت است به حديث شريف نبوى « مُوتُوا قَبلَ أن تَمُوتُوا وَحاسِبُوا اَنفُسَكُم قَبلَ أن تُحاسَبوا » ( 1 ) .
( ( 755 ) ) همچنان كه مردهام من قبل موت * ز ان طرف آوردهام من صيت و صوت
ن 1080 10 - ك 364 2
آوردهام من صيت : آوازه . زيرا كه چنان كه خبر صادق مىدهى كه اين غنچهها شكفته شوند ، و گلهاى رنگارنگ شوند ، و اين سنابل رسيده شوند ، و حبوب گوناگون شوند ، همچنين اين نفوس كه عقول بالقوهاند ، عقل بالفعل نظرى يا عملى ، يا جهل بالفعل شوند . و اين خوىهاى خوب ، صور زيبا ، و اين خوىهاى بد ، صور شوها ، بر آنها مرتّب شود . يا اين فحم متحمر متجمر ، مشتعل و متنوّر شود ، و همهء اصقاع را روشن كند . و همچنين اين نفس ناطقه نور الله شود به تجليه و تخليه و تحليه . اينها همه صيت و صوت است از آن طرف انجام و تعلَّق است و تخلَّق و تحقّق .
( ( 759 ) ) گفتمى برهان اين دعوى مبين * گر بدى ادراك اندر خورد اين
ن 1080 14 - ك 364 4
گفتمى برهان : به قاعدهء اتحاد عاقل و معقول ، برهان برين محكم البنيان است :
گر بود انديشه ات گل گلشنى عاقل در مقام عقل بسيطش - اعنى ملكهء خلَّاقهء تفاصيل معقولات - همهء آنهاست بطور وحدت و بساطت . در مقام عقل تفصيلى كه كثرتى در معقولاتش هست ولى به نحو كليّت همچنين وجود همهء معقولات ، وجود اوست در مقام ظهور . و همچنين صور جزئيهء وهميه و خياليه در مقامات نازله . و در كلّ اينها عاقله تجافى از مقام عالى نمىكند ، و ظهور در اين و آن پيدا مىكند . و نيز اتحاد به حسب وجود دارند - نه بر حسب مفاهيم و تعيّنات . و همه موجودند به وجود عاقله - تبعاً .
( ( 760 ) ) هست انجير اين طرف بسيار خوار * گر رسد مرغى قنق انجير خوار
ن 1080 15 - ك 364 5
بسيار خوار : يعنى از وفور انجير معنوى ، خوار و حقير مىنمايد ولى خورنده اش نيست .
( ( 761 ) ) در همه عالم اگر مرد و زنند * دم به دم در نزع و اندر مردناند
ن 1080 16 - ك 364 5
هامش
( 1 ) المنهج القوي ، ج 4 ، ص 313 . .