تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى — صفحة 285

مساهمون:

ص٢٨٥
نفى ضدّ هست : عذر آن است كه مىندانم گفتم . چه ظهور جملهء اشيا به ضدّ است .
( ( 739 ) ) نه چنان مرگى كه در گورى روى * مرگ تبديلى كه در نورى روى
ن 1079 16 - ك 363 31 مرگ تبديلى : موت اختيارى كه گذشت . و پيش اهل سلوك موت ابيض و اخضر و احمر و اسود دارد .
( ( 740 ) ) مرد بالغ گشت آن بچگى بمرد * روميى شد صبغت زنگى سترد
ن 1079 17 - ك 363 31 صبغه : رنگ .
( ( 742 ) ) مصطفى زين گفت كاى اسرار جو * مرده را خواهى كه بينى زنده تو
ن 1079 19 - ك 363 32 كاى اسرار جو : يعنى سر معماى مردهء زنده و زندهء مرده .
( ( 750 ) ) پس محمد صد قيامت بود نقد * ز انكه حل شد در فناى حلّ و عقد

ن 1080 5 - ك 363 36 پس محمد صد قيامت بود : مؤيد اين مطلب است آن چه گفتيم سابق كه صور جزئيهء خياليه و غيرها در انسان ، آيت صور برزخيه و اخرويه است ، و صور كليهء معقوله ، آيت عقول مجرّده است . * ( « وَلَقَدْ عَلِمْتُمُ اَلنَّشْأَةَ اَلأُولى فَلَوْ لا تَذَكَّرُونَ » 56 : 62 ( 1 ) . ولى تا درين نشاهء دنياست و تعلَّق به جزئيات دارد ، آنها را مرآت ملاحظهء جزئيات مىكند . آنها ضعيفاند در نظر او ، و وجود رابطىِ آنها ضعيف است - نه وجود نفسى . كه وجود فى نفسهء آنها ، بقا و دَيمومَت و كليّت و احاطت دارد . و مفاهيم و ماهيّات آنها و اين موجودات ، يكى است . و انسان كامل تخلَّق و تحقق بِالحق دارد . پس حقيقت محمّديه - صلَّى الله عليه و آله و سلَّم - كه تحقق به مبدأ دارد ، چگونه تحقّق به معاد ندارد ؟ وَاَلمَبدَأُ هُوَ المَعادُ . و صد قيامت به سبب تخلَّق و تحقّق به صد اسم شريفِ حق است - كه گذشت . يا تعيين صد ، مراد نيست ، و كثرت مراد است ، كه غايات همه ، مشمول غايت اوست . فنا : به كسر فاء ، آستان .

( ( 754 ) ) بهر اين گفت آن رسول خوش پيام * رمز مُوتُوا قَبلَ موتٍ يا كِرام
ن 1080 9 - ك 364 1
هامش
( 1 ) قرآن كريم ، سورهء واقعه ، آيهء 62 . .