از مقام اسماء و صفات بينى ترقى كند و قوت تجريد ذات يابد به قدرت او ، چنان كه در بيت بعد است . ( 268 ) و اينجا فناء محض است .
( ( 3292 ) ) قاصِراتُ الطَّرف باشد ذوق جان * جز به خصم خود بننمايد نشان
ن 991 14 - ك 334 30 قاصرات الطرف : اشارت به آيه ( 1 ) است . يعنى حور قصر و حصر دارد چشم خود را بر زوج خود . جز به خصم : چنين مىنمايد كه « جز » زياد باشد ، يا « جز به جنس خويش » باشد . ليكن معنى آنست كه جز اينكه ننمايد به خصم نشانى ، شأنى ندارد . و قصر اضافى است .
( ( 3293 ) ) قاصرات الطرف آمد آن مدام * وين حجاب ظرفها همچون خيام
ن 991 15 - ك 334 30 خيام : اشارتست به آيهء * ( « حُورٌ مَقْصُوراتٌ فِي اَلْخِيامِ » 55 : 72 ( 2 ) . و اينها و قولش :
( ( 3294 ) ) هست دريا خيمه اى در وى حيات * بط را ، ليكن كلاغان را ممات
ن 991 16 - ك 334 31
هست دريا خيمه : اشارت است به آن كه در بعضى از وجوه آنست كه : گُل باز عشق به گُل دارد و آتش افروز عشق به خار ، و همچنين . باقى قاصرات و مقصورات در خيامند .
و ان عجب بلبل كه بگشايد دهان
تا خورد او خار را با گلستان
( ( 3296 ) ) صورت هر نعمتىّ و محنتى * هست اين را دوزخ آن را جنّتى
ن 991 18 - ك 334 32
جنّتى : مثل ماهى و سمندر ، كه آب جنتى است براى ماهى و دوزخى براى سمندر ، و آتش بر خلاف اين است .
( ( 3307 ) ) يا اِلهى سُكِّرَت اَبصارُنا * فَاعفُ عَنّا اُثقِلَت اَوزارُنا
ن 992 7 - ك 334 37
يا الهى : اى خداى من مست شراب غفلتيم كه نمىبيند چشمهاى دل ما نور تو را ، و گرنه تو
هامش
( 268 )ز انكه بس با عكس من دريافتى
قوّت تجريد ذاتم يافتى
( 1 ) قرآن كريم ، سورهء الرحمن ، آيهء 56 و سورهء ص ، آيهء 52 . .
( 2 ) قرآن كريم ، سورهء الرحمن ، آيهء 72 . .