تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى — صفحة 194

مساهمون:

ص١٩٤
نهى مىافتد .
( ( 3024 ) ) اينكه فردا اين كنم يا آن كنم * اين دليل اختيار است اى صنم
ن 978 4 - ك 330 25 اينكه فردا : راسته تر نسخهء « اينكه گويى » .
( ( 3037 ) ) آن چنان رو كه غلامان رفته اند * تا سگش گردد حليم و مهرمند
ن 978 17 - ك 330 31 سگش : ابليس .
( ( 3038 ) ) تو سگى با خود برى يا روبهى * سگ بشورد از بن خر هر گهى
ن 978 18 - ك 330 32 تو سگى : غضب . روبهى : حيله و مكر دنيوى .
( ( 3052 ) ) همچنين سگ گر برو سنگى زنى * بر تو آرد حمله گردد منثنى
ن 979 10 - ك 331 2 منثنى : دولا .
( ( 3064 ) ) از چنين عذر اى سليم نانبيل * خون و مال و زن همه كردى سبيل
ن 980 1 - ك 331 10 نبيل : بزرگوار .
( ( 3081 ) ) گفت اى ايبك بياور آن رسن * تا بگويم من جواب بو الحسن
ن 981 1 - ك 331 22 ايبك : به ياء مثناة تحت و باء موحده ، فارسى ، به وزن زيرك ، بت و صنم و اينجا تشبيه مراد است . و در بعض نسخ به تقديم باء موحده و عربى است و كافش فارسى به جهت تصغير ، يعنى پدرك . و اوّل افصح است .
( ( 3087 ) ) اختيارش اختيارت هست كرد * اختيارش چون سوارى زير گرد
ن 981 7 - ك 331 25 اختيارت هست كرد : تحقيقات خود مولوى است . يعنى عارض بايد به ذاتى منتهى شود . مثل وجود عارضىِ ممكن ، كه منتهى مىشود به وجود ذاتى واجب بالذات . پس اختيارات عارضه منتهى مىشود به اختيار ذاتى واجب .