و مقصود ازين بيت و ما بعد ، اين است كه اختيار ، مسبوق بودنِ فعل است به مبادى اربعهء حيوة و علم و اراده و قدرت . و اينها در ما موجود است . و مراد به علم علمِ به فعل است و علمِ تصديقى به فايده و نفع آن فعل . و آن را داعى گويند . و اراده ميلِ مؤكَّد است كه بعد از تصديق به فايده و به فعل ، يافت شود . و قدرت ، صحّتِ صدور و لا صدور است . و همهء اينها در ما هست . پس چون خواهيم كتابت كنيم - مثلًا - تصوّر كنيم آن را ، و تصديق كنيم به فايدهء آن و از قوّهء شوقيّهء ما ميلى بيايد ، و آن ميل مؤكَّد شود . و معلوم است كه قدرت بر ايقاع كتابت و بر ترك داريم . ولى با آن داعى ، واقع مىسازيم آن را .
پس روش ديد تا داعى محقق شد و آن گاه پر و بال گشود ، يعنى طالب شد او را . پس اختيار حقيقتى است مركب از آن چهار ، يا صفتى است حاصله بعد از آن چهار . و على اىّ تقديرٍ اختيار حاصل است ، و مضاف بزيد است - مثلًا - چنان كه وجود را مضافِ به خود مىكند ، چه نوع . تابعِ اصل ، و صفت تابعِ موصوف است .
( ( 2977 ) ) سگ بخفته اختيارش گشته گم * چون شكنبه ديد جنبانيد دم
ن 975 16 - ك 329 33
گشته گم : يعنى اختيارش در كتم قوه و امكان بود .
چون شكنبه ديد : اين ديدنها براى تحقق داعى در حيوان اعجم است ، كه آن نيز متحرك بالا بالإرادة است . نهايت ، داعى در آن وهمىِ حيوانى است نه عقلى .
( ( 2984 ) ) پس فرشته و ديو گشته عرضه دار * بهر تحريك عروق اختيار
ن 976 1 - ك 329 37 پس فرشته و ديو : يعنى اينكه دو خاطر متضاد ملكى و شيطانى به تو راه دارد ، چنان كه حق تعالى فرموده * ( « وَهَدَيْناه اَلنَّجْدَيْنِ » 90 : 10 ( 1 ) دليل بر اختيار تست .
( ( 2988 ) ) باز از بعد گنه لعنت كنى * بر بليس ايرا كزويى منحنى
ن 976 5 - ك 330 2
باز از بعد گنه : مقابلهء حكم ديو با ملك .
ايرا : زيرا .
( ( 2992 ) ) ديو گويد اى اسير طبع و تن * عرضه مىكردم نكردم زور من
ن 976 9 - ك 330 4
هامش
( 1 ) قرآن كريم ، سورهء بلد ، آيهء 10 . .