تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى — صفحة 90

مساهمون:

ص٩٠
( ( 1939 ) ) جزو از اين كل گر برد يك سو رود * اين نه آن كلَّست كو ناقص شود
ن 479 6 - ك 168 16 اين نه آن كل : بلكه كل لا جزء له يعنى محيط و واسع .
( ( 1948 ) ) يا رب آنها را كه بشناسد دلم * بنده و بسته ميان و محملم
ن 479 16 - ك 168 22 و محملم : در بعض نسخ چون محملم .
( ( 1950 ) ) حضرتش گفتى كه اى صدر مهين * اين چه عشقست و چه استسقاست اين
ن 479 16 - ك 168 23 استسقاست : طلب باران معنوى : استقصا نيز جايز است .
( ( 1954 ) ) همچو داودم نود نعجه مراست * طمع در نعجهء حريفم هم بخاست

ن 479 22 - ك 168 25 نعجه : ميش . نود گفتن منافات ندارد با كريمهء « لَه تِسْعٌ وَتِسْعُونَ نَعْجَةً » 38 : 23 ( 1 ) ، چه اثبات شىء نفى غير نيست . چون كه صد باشد نود هم پيش ماست

( ( 1956 ) ) شهوت و حرص نران پيشى بود * و آن حيزان ننگ و بد كيشى بود
ن 480 2 - ك 168 26 حيزان : جمع حيز ، فارسى ، مخنّث . بد كيشى : اين نسخه اصحّ است .
( ( 1960 ) ) همچو مستسقى كز آبش سير نيست * بر هر آن چه يافتى با لله مايست
ن 480 6 - ك 168 28 مايست :
هر كه كام اندرين نبود زند لاف هل من مزيد درد زند
( ( 1961 ) ) بىنهايت حضرتست اين بارگاه * صدر را بگذار صدر تست راه
ن 480 7 - ك 168 29 بىنهايت : چه سير الى الله اگر چه متناهيست ، ولى سير فى الله غير متناهيست .
( ( 1965 ) ) كيقبادى رسته از خوف و رجا * چند گردى چند جويى تا كجا
ن 480 12 - ك 168 32 كيقباد : با قاف و غين هر يك آمده ، به معنى عادل بر حق . چه ، كى به معنى عادل ، و قباد به معنى
هامش
( 1 ) قرآن كريم سورهء ص آيهء 23 . .