هين عزيزا : بطور خطاب فرمود و خطاب اول با تو بود اشاره به تأويل با حفظ ظاهر كرد كه همه حواس ترا وقت خواب بميراند و خواب نوعى از مردنست چنان كه حق فرموده كه « الله يَتَوَفَّى اَلأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِها وَاَلَّتِي لَمْ تَمُتْ فِي مَنامِها » 39 : 42 ( 1 ) هر دو را وفات نام نهاده و باز وقت بيدارى همه اين اجزا را در مركب تن تو يك دفعه جمع كرد و نوعى ديگر از حيات داد .
ن 470 21 - ك 165 31 اهتمام : همّ و غمّ . فى الدعاء : وَلا تَشْغَلْنى بالِاهتِمام عن تَعاهُدِ فُروضِكَ ( 2 ) .
ن 471 15 - ك 166 4 من شفيع عاصيان باشم : گويا جاى ديگر گفتيم توسل اينجا به آن جناب و اهدا و ارشاد او و به كتابى كه آورده و سنت او چنان كه در دعاست كه « اَللَّهُمَّ اجْعَلِ الْقُرْآنَ لَنا شَفيعاً » ( 3 ) آن جا صورت شفاعت مىپذيرد اين است كه در دعاء تشهّد گويى و قَرِّب وَسيْلَتُه وَارْزُقْنا شَفاعَتُه و وارد شده است كه : آخِرُ مَنْ يَشْفَعُ هُوَ اَرْحَمُ الرَّاحِمينَ و اين شفاعت تكوينى است و گناهان اعيان را مىبرد كه امكانات ماهيات را مبدّل به وجوب بالغير كرده و استعدادات مواد را به فعليات .