ز آن كه بىرحمت : در بعض نسخ بىلذت و اول اصح است چه كلام در رحمت است .
( ( 4174 ) ) من خليلم تو پسر پيش بچك * سر بنه اِنّى اَرانى اَذْبَحُكَ
ن 589 19 - ك 204 15
بچك : به باء موحده و جيم فارسى حربه و سلاحى .
انى اَرانى اَذْبَحُكَ : اقتباس است از آيهء شريفه يعنى بدرستى كه مىديدم در رؤيا كه ترا ذبح مىكنم در راه خدا .
( ( 4178 ) ) اى نخود مىجوش اندر ابتلا * تا نه هستى و نه خود ماند ترا
ن 590 1 - ك 204 17 و
نه خود : يعنى جوش و سوز در نخود براى بىخوديست و در نخود و نه خود جناس مرفوّ است .
( ( 4181 ) ) شو غذا و قوّت و انديشهها * شير بودى شير شو در بيشه ها
ن 590 4 - ك 204 18
شير بودى : يعنى عقل كلى بودى در بدايات سلسلهء طوليهء نزوليه چنان كه از مولويست در شأن عقل كلى و نفس و اشارت به تردّد واقع در حديث قدسى مشهور :
گريهء جان عطسهء شير الست
شير بلرزد چو كند گربه مو
( ( 4182 ) ) از صفاتش رسته اى و الله نخست * در صفاتش باز رو چالاك و چست
ن 590 5 - ك 204 19 از صفاتش رسته : روييدن از صفات اشارتست به كينونت سابقهء طوليّه در علم و بودن اعيان ثابته صور اسماء حسنى چنان كه اصطلاح عرفاست . در صفاتش باز رو : « كَما بَدَأَكُمْ تَعُودُونَ » 7 : 29 ( 1 ) چه سير وجود و نزول و عروج دوريست و هر چه در قوس نزول بوده در قوس صعود بايد مثلش پيدا شود .
( ( 4194 ) ) ز آب سرد انگور افسرده زهد * سردى و افسردگى بيرون نهد
ن ندارد - ك 204 25
زهد : زهيدن ، زاييدن و افتادن .
( ( 4201 ) ) ز آن كه انسان در غنا طاغى شود * همچو پيل خواب بين ياغى شود
ن 591 3 - ك 204 31
هامش
( 1 ) قرآن كريم سورهء اعراف آيهء 29 . .