تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى — صفحة 194

مساهمون:

ص١٩٤
ليك شيرينى : مثل است كه اَلْمنساقُ بالتَّعَب اَلذَّمِنَ الْمنساقِ بِلا تَعَب .
( ( 4158 ) ) آن گه از شهر وز خويشان بر خورى * كز غريبى رنج و محنتها برى
ن 588 22 - ك 204 4 آن گه از شهر : مخفف آن گاه و نظير آن چه گذشت كه : فرقت از قهرش اگر آبستن است
( ( 4159 ) ) بنگر اندر نخودى در ديگ چون * مىجهد بالا چو شد ز آتش زبون
ن 589 4 - ك 204 7 در نخود : در بعض نسخ پيش از بشنو . . . و غلط است .
( ( 4162 ) ) مىزند كفليز كدبانو كه نى * خوش به جوش و برمجه ز آتش كنى
ن 589 7 - ك 204 9 كفليز : به وزن دهليز كف گير .
( ( 4164 ) ) تا غذا گردى بياميزى به جان * بهر خوارى نيستت اين امتحان

ن 589 9 - ك 204 10 بياميزى به جان : كه اين جان است باب الابواب به حريم جانان « إِنَّ هذَا اَلْقُرْءانَ يَهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ » 17 : 9 ( 1 ) .

( ( 4166 ) ) رحمتش سابق بدست از قهر ز ان * تا ز رحمت گردد اهل امتحان

ن 589 11 - ك 204 11 رحمتش سابق بدست از قهر : اشارتست به اسم شريف كه يا مَنْ سَبَقَتْ رَحْمَتُه غَضَبَه ( 2 ) و مىفرمايد درين سه چهار بيت كه معنى سبق رحمت بر قهر و غضب ، سبق و لحوق انفكاكى نيست بلكه سبق ما بالذات است بر ما بالعرض چون باطن هر بلا و لاست و قهر لطف است و جلال جمال است پس گداز دادن در بوتهء امتحان خود بِالذّات لطف و رحمت است و چون وابينى افنا ابقاست و رحمت صفت اوست بالذات و غضب و كراهت بالعرض و گذشت كه اصل نقدش لطف . . . پس بايد نظر سالك مبدل شود و همه جا رحمت واسعه و خير محض بيند .

( ( 4168 ) ) ز آن كه بىرحمت نرويد لحم و پوست * چون نرويد چه گدازد عشق دوست
ن 589 13 - ك 204 12
هامش
( 1 ) قرآن كريم سورهء اسراء آيهء 9 . .
( 2 ) مفاتيح الجنان دعاى جوشن كبير . .
شرح مثنوى — صفحة 194 | مصطفى بروجردى / ملا هادي السبزواري