تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى — صفحة 189

مساهمون:

ص١٨٩
( ( 4079 ) ) گفت پيغمبر كه انّ فى البيان * سحراً و حق گفت آن خوش پهلوان
ن 585 5 - ك 202 35 سحراً : الف علامت نصب اسم ان و واو حرف عطف در فارسى است و اشارتست به حديث اِنَّ مِنَ الْبَيانِ لَسِحراً وَاِنَّ مِنَ الشِّعْرِ لَحِكمَةً . ( 1 )
حاصل آن كز زهر نفس دون گريز نوش كن ترياق مرشد چست و تيز
ن ندارد - ك 202 36 چست : به چيم فارسى و ضم .
( ( 4082 ) ) كه بتاسانيد او را ظالمى * بر بهانهء مسجد او بد سالمى
ن 585 8 - ك 203 3 كه بتاسانيد : مقول قولست يعنى بگويد كه گلوى او را يعنى مهمان را فشرد ظالمى و بر بهانه مسجد سالم ماند از اتهام و تو اين بد نامى را بر ما روا مدار .
( ( 4085 ) ) هين برو جلدى مكن سودا مپز * كه نتان پيمود كيهان را بگز
ن 585 11 - ك 203 4 كيهان : فارسى به كسر كاف عربى و به فتح كاف فارسى جهان و در بعض نسخ گردون و در بعضى كيوان و اوّل اصح از ثانى است و ثالث صحتى ندارد .
( ( 4093 ) ) اشترى بد كو بدى حمال كوس * بختى اى بد پيش رو همچون خروس
ن 585 22 - ك 203 10 بختى : به ضم اوّل عربى است ، شتر خراسانى .
( ( 4095 ) ) اندر آن مزرع در آمد آن شتر * كودك آن طبلك بزد در حفظ بر
ن 586 2 - ك 203 11 در حفظ : بر گندم .
( ( 4096 ) ) عاقلى گفتش مزن طبلك كه او * پختهء طبل است با آنشست خو
ن 586 3 - ك 203 12 آنشست : با سكتهء مليح و اصل « با آنش است » به كسر نون .
( ( 4097 ) ) پيش او چه بود تبوراك تو طفل * كه كشد او طبل سلطان بيست كِفل
ن 586 4 - ك 203 12
هامش
( 1 ) جامع صغير ، ج 1 ، ص 97 . .
شرح مثنوى — صفحة 189 | مصطفى بروجردى / ملا هادي السبزواري