آن دعا : چه « لا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ إلَّا بِالله » ، « وَما تَوْفِيقِي إِلَّا بِالله » 11 : 88 ( 1 ) .
( ( 2227 ) ) پا رهاند روبهان را در شكار * و آن ز دم دانند روباهان غرار
ن 493 7 - ك 172 35
غرار : به غين معجمه و راء مهمله ، فريب خوردن و نقصان .
( ( 2230 ) ) ما چو روباهيم و پاى ما كرام * مىرهاندمان ز صد گون انتقام
ن 493 10 - ك 173 1
پاى ما كرام : يعنى قوّت پاى ما در پيمودن راه حق ، راهبران كرامند .
( ( 2234 ) ) تا به افسون مالك دلها شويم * اين نمىبينيم ما كاندر گويم
ن 493 14 - ك 173 3
مالك دلها : در بعض نسخ : مالك دنيا شويم . و اوّل صحيح است ، به قرينهء : « دست وادار از سبال ديگران » .
( ( 2237 ) ) اى مقيم حبس چار و پنج و شش * نغز جايى ديگران را هم بكش
ن 493 17 - ك 173 4
چار : عناصر .
و پنج : مشاعر .
و شش : جهات .
جايى ديگر : عالم مجردات .
( ( 2238 ) ) اى چو خر بنده حريف كون خر * بوسه گاهى يافتى ما را ببر
ن 493 18 - ك 173 5
بوسه گاهى : آستان كرام .
( ( 2240 ) ) در هواى آن كه گويندت زهى * بسته اى در گردن و جانت زهى
ن 493 20 - ك 173 6
زهى : در مصراع اول كلمهء تحسين است . و در دوم ، زه گريبان و شيرازهء آن . و اگر رعايت تجنيس القافيه را نكنيم جايز است كه دوم به راء مهمله باشد ، به فتح - يعنى رسم و قاعده - يا به ضم - يعنى نيكى و سيرت زهّاد و عبّاد - و از اين است رهبان .
( ( 2244 ) ) حق همىگويد نظرمان بر دلست * نيست بر صورت كه آن آب و گلست
ن 494 2 - ك 173 8
هامش
( 1 ) قرآن كريم سورهء هود آيهء 88 . .