تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى — صفحة 42

مساهمون:

ص٤٢
كار و كيا : به كاف ، عربى ، پادشاه بلند قدر ، از كيوان مأخوذ است ، مثل كى ، و مراد از كار ، كار خدا و قدرت و تصرف است . و چون كيا در فارسى خود پادشاه است و اينجا پادشاهى مراد است ، كلام از باب تجريد است مثل : « لى مِن فُلانٍ صَديقٌ وَحَميمٌ » . و در بعضى نسخ كار كيا به كسر را به اضافه است . پس مراد به كيا ملك الملوك حضرت حق است و كاركيا به سكون را و كاف ( فارسى ) در كيا كار فرما و كار دار است ، مثل اول خواهد بود و كسر را از بابت ضرورت شعريه است .
( ( 221 ) ) تو مگو ما را بدان شه بار نيست * با كريمان كارها دشوار نيست

ن 12 1 - ك 7 5 تو مگو ما را بدان شه بار : به باى موحده ، فارسى ، رخصت . نيست : كه اين قول از وساوس شيطانى و هواجس نفسانى است ، چگونه چنين نباشد و حال آن كه حق تعالى فرموده : * ( مَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ الله فَإِنَّ أَجَلَ الله لَآتٍ 29 : 5 * ( وَلا تَيْأَسُوا مِنْ رَوْحِ الله إِنَّه لا يَيْأَسُ مِنْ رَوْحِ الله إِلَّا اَلْقَوْمُ اَلْكافِرُونَ 12 : 87 . ( 1 ) و فرموده ترجمان اوست :

چو آدم را فرستاديم بيرون جمال خويش بر صحرا نهاديم
با آن كه نصب اعلام و حجج براى مردم فرموده كه كاملان مكملاند و اگر آدم ضاعف الله قدره را به او بار نباشد و حال آن كه :
نه ملك راست مسلَّم نه فلك را حاصل آن چه در سر سويداى بنى آدم از اوست

پس هيچ موجود را به او بار نخواهد بود و فطرت سليمه حاكم است به آن كه كسى كه در غايت كمال و نهايت جمال و فياض مطلق است نبايد مستور از كل موجودات باشد و ستر از محدوديت خيزد * ( إِنَّه بِكُلِّ شَيْءٍ مُحِيطٌ 41 : 54 ( 2 ) و فرمود : فَخَلَقتُ الخَلقَ لِكَى اُعرَفَ ( 3 ) پس خفاى او شدت ظهور او و بُعد او نهايت قرب اوست . امير حسينى هروى - قدس سرّه - فرموده :

اى گشاده در خزانهء جود يافته كاينات از تو وجود سالها با تو بودم آسوده فارغ از غصه‌هاى بود و نبود خواستى آورى به عين از علم تا هويدا شوى به غيب و شهود ما شديم آينه جمال ترا هر كه در ما جمال ديد آسود
( ( 224 ) ) آن پسر را كش خضر ببريد حلق سرّ آن را در نيابد عام خلق
ن 12 6 - ك 7 8 آن پسر را : اشارت است به كريمهء : * ( فَانْطَلَقا حَتَّى إِذا لَقِيا غُلاماً فَقَتَلَه 18 : 74 . . . ( 4 )
( ( 226 ) ) آنك جان بخشد اگر بكشد رواست * نايبست و دست او دست خداست
ن 12 8 - ك 7 9
هامش
( 1 ) قرآن كريم ، سورهء عنكبوت ، آيهء 5 .
( 2 ) قرآن كريم ، سورهء فصلت ، آيهء 54 .
( 3 ) منارات السائرين ( نسخهء خطى كتابخانهء ملك ) .
( 4 ) قرآن كريم ، سورهء كهف ، آيهء 74 .
شرح مثنوى — صفحة 42 | مصطفى بروجردى / ملا هادي السبزواري