تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى — صفحة 385

مساهمون:

ص٣٨٥
خداى تعالى پنهان كرده سه چيز را در سه چيز : پس پنهان كرده رضاى خود را در طاعتهاى او ، پس حقير مشمار هيچ طاعتى از طاعات را كه شايد رضاى او از تو به سبب آن باشد . و پنهان كرده غضب خود را در معاصى و نافرمانيها پس حقير مشمار هيچ يك از معاصى را كه شايد مورد غضب او باشى به سبب ارتكاب آن . و پنهان كرده اولياء خود را - كه انسان كاملند - در ميان خلق ، پس حقير مشمار و قليل المبالاة مباش به احدى ، كه شايد او از اولياء الله باشد .
( ( 2938 ) ) مؤمن كيّس مميّز كو كه تا * باز داند حيزكان را از فتى
ن 339 4 - ك 124 15 كيّس : چون ميّت ، زيرك .
( ( 2939 ) ) گرنه معيوبات باشد در جهان * تاجران باشند جملهء ابلهان
ن 339 5 - ك 124 15 گرنه معيوبات : نيكو گفته است .
اگر چه روى تو روز است و روز من شب تار و ليك رونق مه بىشبان تارى نيست
چنان كه خال سياه بر رخسار گلگون صبيحى موجب ازدياد حسن اوست ، همچنين خال سياهى كه وجود عزازيل باشد بر چهرهء انسان كبير موجب وفور كمال او و مزيد حسن جمال اوست .
يك نقطه خال حسن رخت را هزار كرد آرى ز نقطه اى است كه گردد هزار غين
و از مقالات شيخ اجلّ سلطان ابى سعيد ابى الخير است - قدس سره - در وصف آدم - ضاعف الله جلاله - و گويا شيخ ، اينجا ترجمان لسان حق است :
حورا به نظارهء نگارم صف زد رضوان به تعجب كف خود بر كف زد آن خال سيه بر آن رخان مطرف زد ابدال ز بيمِ جنگ در مصحف زد
( ( 2942 ) ) آنك گويد جمله حقند احمقى است * و آنك گويد جمله باطل او شقى است
ن 339 8 - ك 124 17 احمقى است : چه ، بت پرستى چگونه حق پرستى است ، كه حقِ محيط را محدود داند ، چنان كه صاحب گلشن گويد :
اگر كافر ز بت آگاه گشتى كجا در دين خود گمراه گشتى
و معلوم است كه چون آگاه از حقيقت آن و مقوم وجود آن نيست گمراه است . او شقى است : زيرا كه جهت وجوديه در هر گل و خارى . و نور و نارى ، جهت حقانيه است و وجه الله است . و غبار بطلان دامن جلال او را نمىگيرد .
( ( 2943 ) ) تاجران انبيا كردند سود * تاجران رنگ و بو كور و كبود
ن 339 9 - ك 124 17 تاجران انبياء : * ( إِنَّ الله اِشْتَرى 9 : 111 . . . ( 1 )
هامش
( 1 ) - قرآن كريم ، سورهء توبه ، آيهء 111 . .