پيكارگر : ( به پاء و گاف فارسى ) جنگ جو .
( ( 2888 ) ) تا يكى يارى ز ياران رسول * در دلش انكار آمد ز ان نكول
ن 336 18 - ك 123 20
نكول : ( به كاف عربى ) ، انكار .
( ( 2889 ) ) خلم بهتر از چنين حلم اى خدا * كه كند از نور ايمانم جدا
ن 337 7 - ك 123 26
خلم : ( به خاء معجمه ) چو خشم به وزن و معنى .
( ( 2902 ) ) صد كمر آن قوم بسته بر قبا * بهر هدم مسجد اهل قبا
ن 337 10 - ك 123 27
قبا : ايطاء نيست ، چه دوم ، اسم مكان است .
( ( 2904 ) ) قصد كعبه ساختند از انتقام * حالشان چون شد فرو خوان از كلام
ن 337 12 - ك 123 29
قصد كعبه : قصد سوء بيت الله كردند .
از كلام : از سورهء فيل .
( ( 2905 ) ) مر سيه رويان دين را خود جهيز * نيست الا حيلت و مكر و ستيز
ن 337 13 - ك 123 29
جهيز : اسباب .
( ( 2907 ) ) واقعات ار باز گويم يك به يك * پس يقين گردد صفا بر اهل شك
ن 337 15 - ك 123 30
واقعات : رؤيا و كشف صورى و معنوى .
( ( 2909 ) ) شرع بىتقليد مىپذيرفته اند * بىمحك آن نقد را نگرفته اند
ن 337 17 - ك 123 31
نگرفتهاند : نفى است و مراد به محك ، اينجا برهان و كشف است .
( ( 2912 ) ) ضاله چبود ناقهء گم كرده اى * از كفت بگريخته در پرده اى
ن 337 21 - ك 123 34
ضاله چبود : يعنى حكمت كه ضالهء مؤمن است ، مانند ناقه است كه تو را به منزل مقصود مىرساند . و گم كردن آن به سبب آن است كه در عالم عقل و نشاهء علم كه بودى ، عالم به حقايق بودى به علم الله و به نور الله . و همان كينونت عقل كل مثلًا كينونت نفس ناطقه بود . چه مراتب متفاضلهء وجود را سنخيت است ، چون مراتب نور ظاهر . و تباين نيست ، و انعزال منتفى است ، و تام و كامل شيء احق است به آن از صدق خود آن بر خود آن . مثل آن كه توِ كامل شده ، اصدقى بر خود ، از توِ ناقص بوده . پس بعد از همنشينى با طبيعت فراموش شد و آن دانش و بينش گم شد و بايد پيمود و ردّ ضالَّه نمود .