تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى — صفحة 380

مساهمون:

ص٣٨٠
تأكيد است .
( ( 2866 ) ) چون بيامد از غزا باز آمدند * طالب آن وعدهء ماضى شدند

ن 335 16 - ك 123 7 طالب آن وعده : صورت وعده بود چه مكر آنها در نزد حضرت هويدا بود . * ( وَمَكَرُوا وَمَكَرَ الله 3 : 54 ( 1 ) . بلكه وعيد بود . و گفتم وعد صورى بوده ، زيرا كه خلف وعد نبايد كرد . چه ، بايد متخلق به اخلاق الله بود ، و الله صادقُ الوعدِ . بلى خلف وعيد را شيخ محيى الدين عربى مستحسن مىشمارد . و گويند كه ارسطاطاليسِ حكيم به اسكندر نوشت كه : صُن وَعدَكَ عَن الخُلفِ فَإنَّه شَينٌ وَشُب وَعيدَكَ بِالعَفوِ فَاِنَّه زَينٌ . و از اسماء الله است در وعد و لطف : يا صادقِ الوَعدِ وَيا مَن وَعدُه صادِقٌ . و در وعيد و قهر : يا ذا الوَعدِ وَالوَعيدِ .

( ( 2872 ) ) بهر سوگندان كه ايمان جنتى است * ز آنك سوگند كژان را سنّتى است

ن 335 22 - ك 123 10 ايمان : به فتح همزه ، جمع يمين ، يعنى قسم . جنتى است : ( به ضمّ جيم ) ، سپر . اشارت است به آيهء شريفه : * ( اِتَّخَذُوا أَيْمانَهُمْ جُنَّةً فَصَدُّوا عَنْ سَبِيلِ الله إِنَّهُمْ ساءَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ 63 : 2 ( 2 ) يعنى منافقان اخذ كرده‌اند قسمهاى خود را سپر خود ، پس منع كرده‌اند از راه خدا مؤمنين را ، به درستى كه آنها بد عملند .

( ( 2879 ) ) اندر اينجا هيچ مكر و حيله نيست * قصد ما خود صدق و ذكر يا ربى است
ن 336 7 - ك 123 14 ذكر يا ربى است : به اضافه است ، يا به عطف ، از باب ذكر خاص بعد از عام .
( ( 2884 ) ) از درخت انى انا الله مىشنيد * با كلام انوار مىآمد پديد

ن 336 12 - ك 123 16 از درخت : اشارت است به كريمهء : * ( نُودِيَ مِنْ شاطِئِ اَلْوادِ اَلأَيْمَنِ فِي اَلْبُقْعَةِ اَلْمُبارَكَةِ مِنَ اَلشَّجَرَةِ أَنْ يا مُوسى إِنِّي أَنَا الله رَبُّ اَلْعالَمِينَ 28 : 30 ( 3 ) يعنى ندا داده شد از كنار وادى ايمن - كه واقع بود در بقعهء مباركه از جانب درخت - كه اى موسى منم پروردگار عالمين . شيخ محمود شبسترى فرمايد :

روا باشد انا الحق از درختى چرا نبود روا از نيك بختى
بلكه گفته‌ايم :
موسيى نيست كه دعوى انا الحق شنود ور نه اين زمزمه اندر شجرى نيست كه نيست
( ( 2886 ) ) چون خدا سوگند را خواند سپر * كى نهد اسپر ز كف پيكارگر
ن 336 14 - ك 123 17
هامش
( 1 ) - قرآن كريم ، سورهء آل عمران ، آيهء 54 . .
( 2 ) قرآن كريم ، سورهء منافقون ، آيهء 2 . .
( 3 ) قرآن كريم ، سورهء قصص ، آيهء 30 . .