تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى — صفحة 310

مساهمون:

ص٣١٠

و أنت فيهم : اشارت است به كريمهء وَما كانَ الله لِيُعَذِبَهُم وَأنتَ فيهِم ( 1 ) . يعنى نيست خدا عذاب كننده اين قوم را و حال آن كه تو در ميان ايشان هستى .

( ( 1410 ) ) زخم كرد اين گرگ وز عذر لبق * آمده كانا ذهبنا نستبق

ن 266 10 - ك 100 31 لبق : ( به وزن كتف ) ، يعنى ماهر چرب زبان . عربى است . گويند « ثريدٌ ملبق » يعنى اشكنهء چرب ملايم . كانّا ذهبنا : اشارت است به كريمهء قالُوا يا أبانا إنَّا ذَهَبنا نَستَبِقُ وَتَرَكنا يُوسَفَ عِندَ مَتاعِنا فَأكَلَه الذِّئبُ ( 2 ) . گفتند اى پدر ما رفتيم به سبق و رمايه مشغول شديم و گذاشتيم يوسف را نزد متاع خود ، پس خورد او را گرگ

( ( 1411 ) ) صد هزاران گرگ را اين مكر نيست * عاقبت رسوا شود اين گرگ بايست
ن 266 11 - ك 100 31 بايست : يعنى زيست كن .
( ( 1413 ) ) حشر پر حرص خس مردار خوار * صورت خوكى بود روز شمار

ن 266 13 - ك 100 32 حشر پر حرص : يعنى حشر آدم پر حرص به صورت خوك خواهد بود . و حرص متفنّن است . بعضى از حريصان به صورت خوك و بعضى به صورت خروس ، و بعضى به صور اقسام مور و غير اينها به غير اينها محشور شوند . چه صورت بايد مناسب معنى باشد . پس روح آدمى كه چون روح حيوان حريص شد ، صورتش در روز بروز مانند صورت آن شود . و اگر چون روح سباع باشد ، صورت آنها باشد . و اگر روح بهايم باشد صورت آنها باشد . يا موذيات ، صورت عقارب و حيّات باشد ، و قس عليها الباقيات . و همچنين در طرف ملكات و مظاهر صفات لطفيّه ، صور آنها بهيّه و صبيحه و نوريّه باشند . و بايد دانست - چنان كه پيش گفتيم - كه آن صور جميعاً برزخيّه و اخرويه خواهند بود ، نه دنيويه . كه دنيا ، چه به حسب مادّه و چه به حسب صورت ، فانى مىشود . و آن صور باطن اين صور و در طول اين صور است ، نه در عرض . و نسبت آنها به اينها ، نسبت جوجه است به بيضه . و از اين قبيل است صور برازخ اعمال كه سالكين و مرتاضين ، مشاهده كنند ، چه در يقظه و چه در نوم ، كه اَلنَّومُ أخُ المَوتِ ( 3 ) .

( ( 1414 ) ) زانيان را كنده اندام نهان * خمر خواران را بود گند دهان
ن 266 14 - ك 100 33
هامش
( 1 ) - قرآن كريم ، سورهء انفال ، آيهء 33 . .
( 2 ) قرآن كريم ، سورهء يوسف ، آيهء 17 . .
( 3 ) جامع الصغير ، جلد 2 ، ص 188 . .