ن 232 17 - ك 89 37 هست بر سمع و بصر مُهر خدا : اشارت است به كريمهء : * ( خَتَمَ الله عَلى قُلُوبِهِمْ وَعَلى سَمْعِهِمْ وَعَلى أَبْصارِهِمْ غِشاوَةٌ 2 : 7 ( 1 ) . يعنى مهر زده است خدا بر دلهاى جاهلان و بر گوشهاى ايشان و بر ديدههاى ايشان پرده است . در حجب بس صورت است و بس صدا : و * ( قالَ اَلشَّيْطانُ لَمَّا قُضِيَ اَلأَمْرُ إِنَّ الله وَعَدَكُمْ وَعْدَ اَلْحَقِّ وَوَعَدْتُكُمْ فَأَخْلَفْتُكُمْ 14 : 22 . . . * ( فَلا تَلُومُونِي وَلُومُوا أَنْفُسَكُمْ ما أَنَا بِمُصْرِخِكُمْ وَما أَنْتُمْ بِمُصْرِخِيَّ 14 : 22 ( 2 ) . يعنى گفت شيطان چون امر گذشت و معصيت از بنى آدم واقع شد ، كه خدا وعدهء صدق و حق كرد به شما و من وعدهها مىكردم و خلاف مىكردم پس ملامت مكنيد مرا و خود را ملامت كنيد كه از خلافها عبرت نگرفتيد . نيستم من به فرياد آورندهء شما و نه شما به فرياد آورندهء مرا .
ن 233 3 - ك 90 3 كه ز بىجايى : موافق احاديث است كه ، هُوَ الَّذى أيَّنَ الأينَ ، فَلا أينَ لَه ( 3 ) . يعنى او خلق كرده بودن جسم را در مكان ، پس خود ندارد اين را . و نيز حديث است كه : اِنَّ الله لا يُوصَفُ بِخَلقِه ( 4 ) . پس ز بىجايى خالق ، مخلوق را جاى هست .