تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى — صفحة 176

مساهمون:

ص١٧٦
خانى : خان ، خانه و سرا . و اما خوان - با واو معدوله - كه طَبَق بزرگ باشد ، و كوچك را خوانچه گويند ، اينجا مناسب نيست .
( ( 3065 ) ) رشته را با سوزن آمد ارتباط * نيست در خور با جمل سمّ الخياط

ن 152 2 - ك 61 26 جمل : شتر سم الخياط : سوراخ سوزن . در قرآن مجيد است كه : * ( لا يَدْخُلُونَ اَلْجَنَّةَ حَتَّى يَلِجَ اَلْجَمَلُ فِي سَمِّ اَلْخِياطِ « 7 : 40 ( 1 ) داخل بهشت نمىشوند تا داخل نشود شتر در سوراخ سوزن .

( ( 3068 ) ) هر محال از دست او ممكن شود * هر حرون از بيم او ساكن شود
ن 152 5 - ك 61 28 هر محال : يعنى محال عادى . حرون : سر كش .
( ( 3069 ) ) اكمه و ابرص چه باشد مرده نيز * زنده گردد از فسون آن عزيز
ن 152 6 - ك 61 28 اكمه : كور مادرزاد . ابرص : پيس .
باز بىشك بيش از اينها مىرسد آن چه از حق سوى جانها مىرسد
ن ندارد - ك 61 32 باز بىشك : مراد تجليات و انوار و واردات و فيوضات است كه از حق بر مجردات مرسله و متعلقه و بر مبادى آثار ماديه در سلاسل طوليه و عرضيه مىرسد . و مراد به جانها اعم است از جانهاى افلاك و فلكيات و جانهاى عنصريات و جان جانها كه عقول كليّه و ارواح مهيميّين و كروبيين باشند .
اينت لشكرهاى حق بىحد و مر از پى اين گفت ذكرى للبشر

ن ندارد - ك 61 33 مر : فارسى ، حد و حصر . ذكرى للبشر : اشارت است به كريمهء * ( وَما يَعْلَمُ جُنُودَ رَبِّكَ إِلَّا هُوَ وَما هِيَ إِلَّا ذِكْرى لِلْبَشَرِ 74 : 31 ( 2 ) يعنى نمىداند لشكر پروردگار ترا از وفور مگر خود او و نيست سقر يا تسعة عشر عدد خزنهء سقر ( كه پيش مذكور شده ) مگر تذكره از براى انسان . و مرجع ضمير را غير اين دو هم گرفته‌اند .

( ( 3079 ) ) كاف و نون همچون كمند آمد جذوب * تا كشاند مر عدم را در خطوب
ن 152 17 - ك 61 36
هامش
( 1 ) قرآن كريم ، سورهء اعراف ، آيهء 40 .
( 2 ) قرآن كريم ، سورهء مدثر ، آيهء 31 .