مؤانست به عالم معنى آمد . يا بهر إنس ( به كسر همزه ) آمد ، از براى جماد نيامد .
و مىشود كه اين چوب كنايت از آدم جافّ غليظ الطبع باشد . و اگر اهرم عربى باشد ، صفت است از هرم ، كه غايت پيرى است . يعنى بهر مؤانست آمد ، و از براى پيرى ، كه همّ و هرم شده و وقت ذوق و نشاط او گذشته نيامد . و اما اهرم به معنى اهرمن نيامده .
( ( 2394 ) ) زن چو ديد او را كه تند و توسن است * گشت گريان گريه خود دام زن است
ن 119 6 - ك 49 11
توسن : وحشى ، و اسب سركش .
( ( 2396 ) ) زن در آمد از طريق نيستى * گفت من خاك شماام نى ستى
ن 119 8 - ك 49 12
ستى : به هندى نام زن ، يعنى خاكم نه زن شما . و نيز در لغت فارسى به معنى آهن و فولاد است .
يعنى در انقياد شما خاكم ، نه چون آهن سخت و غير مطيعه
( ( 2407 ) ) ياد مىكن آن زمانى را كه من * چون صنم بودم تو بودى چون شمن
ن 119 19 - ك 49 17
شمن : بت پرست .
( ( 2409 ) ) من سپاناخ با هر چم پزى * با ترش با يا كه شيرين مىسزى
ن 119 21 - ك 49 18
سپاناخ : ( به پاى فارسى ) : اسفناخ .
با ترش با يا كه شيرين مىسزى : ترش با يعنى ترش آش ، چه « با » در حالت تركيب با سابق به معنى آش باشد چون كدو با و سركه با و اسفيد با و اينها را معرب مىكنند و در طب عربى اسفيد باج و سكباج و نحو اين گويند .
( ( 2425 ) ) زين للناس حق آراستست * ز آنچه حق آراست چون دانند جست
ن 12 15 - ك 49 28 زين للناس : اشارت است به كريمهء * ( زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ اَلشَّهَواتِ مِنَ اَلنِّساءِ وَاَلْبَنِينَ 3 : 14 . . . ( 1 ) الآية . يعنى جلوه داده شده از براى مردم دوستى خواهشها از زنان و اولاد .
( ( 2426 ) ) چون پى يسكن اليهاش آفريد * كى تواند آدم از حوّا بريد
ن 120 16 - ك 49 28 چون پى يسكن اليهاش آفريد : اشارت است به كريمهء * ( هُوَ اَلَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ وَجَعَلَ مِنْها زَوْجَها لِيَسْكُنَ إِلَيْها 7 : 189 ( 2 ) يعنى خدا خلق كرد شما را از نفس واحده و خلق كرد از همان نفس
هامش
( 1 ) قرآن كريم ، سورهء آل عمران ، آيهء 14 .
( 2 ) قرآن كريم ، سورهء اعراف ، آيهء 189 .