تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى — صفحة 152

مساهمون:

ص١٥٢
و در مقام سؤالى است كه ظاهر چنين مىنمايد كه بفرمايد موسى با فرعون در جنگ شد ، چه ، مظاهر قهر را ؟ مظاهر لطف ضديت و جنگ است ، جواب از چند وجه است : اول آن كه فرد اول با فرد آخر مطابق باشد ، چه در آخر در مقام تصالح الاضداد به معنى واحد باشند . دوم آن كه در تنزلات صوريه دو مثل با هم جنگ دارند ، چه هر يك به وجود محدودى موجودند و اين وجود آن را ندارد و بالعكس ، و از اينجاست كه فرموده‌اند كه « كل ندّ ضدّ و كل ضدّ ندّ » ، پس ضديت ندّ به جهت همين تضايق و تصادم است و ندّيت ضدّ به جهت تماثل در وصف ضدّيت است . سيم آن كه بعضى گفته‌اند كه سامرى هم موسى نام داشت .
( ( 2469 ) ) گر تو را آيد بدين نكته سؤال * رنگ كى خالى بود از قيل و قال
ن 122 22 - ك 50 22 رنگ كى خالى بود : اين عذر سؤال است نه سؤال .
( ( 2470 ) ) اين عجب كين رنگ از بىرنگ خواست * رنگ با بىرنگ چون در جنگ خاست
ن 123 1 - ك 50 23 چون در جنگ خواست : به سبب پندار شد .
( ( 2474 ) ) يا نه اين است و نه آن حيرانى است * گنج بايد جست اين ويرانى است
ن 123 5 - ك 50 25 گنج بايد : گنج معرفت عيانى و حقى بايد تا جنگ برخيزد . از اسماء حسنى يا كنز الفقراء است . لفظ جنگ مقلوب گنج است تا گنج نيست جنگ است و هر جا آن گنج است صلح كل است با كل بشر .
( ( 2476 ) ) چون عمارت دان تو وهم و رايها * گنج نبود در عمارت جايها
ن 123 7 - ك 50 26 وهم و رايها : پس خرابى اينها و يدرك بعلم الله و ينظر بنور الله موجب اكتناز نيست .
( ( 2477 ) ) در عمارت هستى و جنگى بود * نيست را از هستها ننگى بود
ن 123 8 - ك 50 27 نيست را : مراد از نيستى وجود اطلاقى ، و از هستى ، وجود محدود مجازى .
( ( 2480 ) ) ظاهراً مىخواندت او سوى خود * وز درون مىراندت با چوب رد
ن 123 11 - ك 50 28 ظاهراً مىخواندت : به عمومات اوامر تكليفيه . وز درون مىراندت : به نواهى تكوينيه .
( ( 2481 ) ) نعلهاى باز گونه است اى سليم * سركشى فرعون مىدان از كليم
ن 123 12 - ك 50 29 باز گونه است : يعنى بسيار چيزهاست كه به عكس شهرت گرفته و نمودار شده مثل ننگ داشتن و
شرح مثنوى — صفحة 152 | مصطفى بروجردى / ملا هادي السبزواري