( ( 1575 ) ) قصهء طوطى جان زين سان بود * كو كسى كو محرم مرغان بود
ن 78 2 - ك 33 30
قصهء طوطى جان : در نسخ چاپ ، اين بيت پيش از عنوان است ، و بايد بعد و متصل باشد .
( ( 1576 ) ) كو يكى مرغى ضعيفى بىگناه * و اندرون او سليمان با سپاه
ن 78 3 - ك 34 1
سليمان با سپاه : چه قلب او عرش رحمن است ، و در حول عرش او انبوه فرشتگان است .
( ( 1577 ) ) چون بنالد زار بىشكر و گله * افتد اندر هفت گردون غلغله
ن 78 4 - ك 34 3
چون بنالد زار بىشكر و گله : چه ناليدنش از روى درد است .
( ( 1579 ) ) زلَّت او به ز طاعت نزد حق * پيش كفرش جمله ايمانها خلق
ن 78 6 - ك 34 4
زلَّت : لغزش .
خلق : به حركت لام ، كهنه .
( ( 1583 ) ) بل مكان و لا مكان در حكم او * همچو در حكم بهشتى چارجو
ن 78 10 - ك 34 6 چارجو : اشارت است به كريمهء * ( مَثَلُ اَلْجَنَّةِ اَلَّتِي وُعِدَ اَلْمُتَّقُونَ فِيها أَنْهارٌ مِنْ ماءٍ غَيْرِ آسِنٍ وَأَنْهارٌ مِنْ لَبَنٍ لَمْ يَتَغَيَّرْ طَعْمُه وَأَنْهارٌ مِنْ خَمْرٍ لَذَّةٍ لِلشَّارِبِينَ وَأَنْهارٌ مِنْ عَسَلٍ مُصَفًّى 47 : 15 ( 1 ) الآية . يعنى صفت جنتى كه وعده شده به پرهيزكاران ، اين است كه در آن جويهاست از آب خوشگوار ، و جويهاست از شير كه تغيير نكرده است طعم او ، و جويهاست از شراب طهور كه همه لذت است از براى شاربين و جويهاست از عسل صافى مركب .
( ( 1588 ) ) مركب استانيد پس آواز داد * آن سلام و آن امانت باز داد
ن 78 17 - ك 34 9
استانيد : استانيدن ، باز داشتن و منع كردن از رفتن .
( ( 1593 ) ) اين زبان سنگ و دهن آهنوش است * و آن چه بجهد از زبان چون آتش است
ن 78 22 - ك 34 12
اين زبان سنگ و دهن آهنوش است : اين اصح است از آن چه در نسخ چاپ است .
( ( 1599 ) ) گر حجاب از جانها برخاستى * گفت هر جانى مسيح آساستى
ن 79 6 - ك 34 15
گفت هر جانى مسيح آساستى :
فيض روح القدس ار باز مدد فرمايد
ديگران هم بكنند آن چه مسيحا مىكرد
هامش
( 1 ) قرآن كريم ، سورهء محمد ، آيهء 15 .