ن 65 9 - ك 29 3 خوى تو باشد در ايشان : در بعضى اخبار وارد شده است كه حيوانات از خويهاى بنى آدم خلقت شدهاند . معنىاش آن است كه غضب آنها ظلّ غضب بنى آدم است و شهوت آنها ظلّ شهوت او ، و همچنين تكبر و عجب و كينه و مكر و سرقت و نحو اينها . چه انسان اصل است و آنها همه فرع ، و همهء اشياء اظلال انسان كاملند و او ظلّ خدا . يَا بنَ آدَمَ خَلَقتُ الأَشياءَ لِاءجَلِكَ وَخَلَقتُكَ لِاءجلى . ( 2 ) و فى بعض الخطب البليغة « اَلحَمدُ لِلَّه الَّذى خَلَقَ الِانسانَ وَخَلَقَ مِن فُضالَةِ طينَتِه سائرَ الاكوان » .
ن 65 18 - ك 29 7 اين خبر را : كه « اَلمُؤمِنُ مِرآةُ المُؤمِن » . ( 3 ) زيرا كه همان عقيدهء حقه كه اين مؤمن دارد ، آن مؤمن دارد و اين خلق حسن و فعل حسن كه اين دارد ، آن دارد ، بلكه روح امرى و سرّ سبحانى كه وجود مجرّد از احياز و جهات و اوقات و ساير تعينات كه متعلق به اين جسد است با قطع نظر از اضافات ، گويا همان است كه متعلق به آن جسد است . خاصه آنان كه يكدل و يك روح و اهل محبتند . و همان علم حضورى كه اين روح به خود دارد و همان كه معلوم به اين علم است ، همانطور علم و معلوم از براى آن روح مؤمن كامل است . تا خود شناس نشوى خدا شناس نمىشوى . اهل غفلت در اين مقام مرآتيت به طفلى مىمانند كه صورت خود را در مرآت ببيند و از آن بيم يا آزرم داشته باشد ، يا چو آن شيرى كه بر خود حمله كرد .