آنان در اثبات اين عقيده رواياتى دارند كه به پيامبر ( ص ) نسبت داده شده است . « 5 »
اهل سنّت [ البتّه به استثناى اهل تحقيق و پيراستگان از تعصّب ] كه گروه فراوانى از علماى فقه و حديث [ اهل سنّت ] با آنان همعقيدهاند چنين اظهار مىدارند كه او مشرك مرد و از جهنميّان است ، اما خداوند عذاب جهنّم را براى او سبكتر كرده و وى در آتش كم عمق خواهد بود .
اهل سنّت عقيدهء شيعيان را چنين تخطئه مىكنند كه ابراز چنين عقيدهاى از شدّت طرفدارى از على ( ع ) و دوستى با او ناشى مىشود « 6 » ، چه اين طرفدارى و دوستى با على ( ع ) آنان را بدين موضع كشانده است كه به ايمان ابو طالب حكم كنند . سپس اهل سنّت ضعف سند اخبار و رواياتى را كه حاكى از اسلام او و بر زبان آوردن شهادتين از سوى اوست يادآور مىشوند و مىگويند اخبار صحيح [ البتّه در نزد خود اين جماعت ] چنين دلالت مىكند كه او كلمه « لا إله الا الله » و « محمد رسول الله » را بر زبان نياورده است . آنان همچنين اظهار مىدارند كه در روايتى كه در نظر آنان به طريق صحيحى از رسول خدا ( ص ) نقل شده چنين آمده است كه « او در آتش كم عمق مىباشد » و اين امر نيز در پاسخ دعاى رسول خدا ( ص ) و خواست
هامش
( 5 ) - از آنجا كه در پاورقى شمار 1 بتفصيل در اين باره سخن گفتيم در اين طور و سطور آينده از هر گونه تعليقى بر گفتههاى مؤلّف - مگر در برخى موارد - خوددارى مىكنيم و خوانندگان را به همان پاورقى ارجاع مىدهيم . م .
( 6 ) - آن سان كه اگر باب چنين سخنانى گشوده شود ما نيز خواهيم گفت موضع گروهى از علماى اهل سنّت كه عامّه نيز از آن پيروى كردهاند يا خود مستقيما تحت تأثير بغض و كينهء برخى از آنان نسبت به اهل بيت اتّخاذ شده و يا حاصل چنان مستنداتى است كه بيش از آن كه « مستندات تاريخى » باشد « اسناد كينه ورزى » بنى اميّه با على ( ع ) و همهء منسوبين به اوست ، آن گونه كه به گفتهء خنيزى بلا و گرفتارى [ و ستمى كه در طول تاريخ به ابو طالب روا داشته شد ] از آنجا بر وى فرود آمد كه او پدر امام على ( ع ) بود . . . و اگر او پدر كسى ديگر بود مورد هجوم تبليغى و دگرگون نشان دادن چهرهء حقيقت و تحريف قرار نمىگرفت . بنابراين همهء اين حملات تنها بر اثر بدخواهى نسبت به على ( ع ) متوجه ابو طالب شده و هدف همهء آن دشمنيها فرزند او على ( ع ) است . عبد الله الخنيزى ، ابو طالب مؤمن قريش . ص 374 . م .