كفر در نزد آنان تازه نبود ، خانه را ويران مىساختم و آنچه را از اين خانه واگذاردهاند بدان بازمىگرداندم » « 1 » .
بدينسان تصميم فرجامين ابن زبير آن شد كه خانه را ويران كند . چون صبح شد در پى عبيد بن عمير فرستاد . گفته شد : او خواب است . كس نزد او فرستاد و او را بيدار كرد و به وى گفت : آيا به تو نرسيده است كه پيامبر صلّى اللّه عليه و إله فرموده است : « زمين از خواب عالمان در چاشتگاهان به درگاه خداوند - تعالى - شكايت مىبرد » .
او بدينسان خانه را خراب كرد . پس ابن عباس به ابن زبير پيغام فرستاد كه اگر آن خانه را ويران مىكنى مردم را بىقبله مگذار .
چون خانه ويران شد مردم گفتند : چگونه بىقبله نماز بگزاريم ؟ جابر و زيد در پاسخ گفتند : به سوى جايگاهش نماز بخوانيد كه همان قبله است . هم ابن زبير فرمود تا جاى خانه را پوشاندند .
آنگاه حجر الاسود را در جعبهاى پيچيده در پارچهاى از حرير نهاد . عكرمه گويد : سنگ را مشاهده كردم و ديدم كه يك ذراع يا افزون بر آن است و سمت پشت آن بهسان نقره سفيد است .
ابن زبير ، همچنين ، زيورهاى كعبه را نزد نگاهبانان اين خانه و در خزانهء كعبه به امانت گذارد .
وى هنگامى كه مىخواست بنا را آغاز كند زمين را در سمت حطيم كند ، تا به شالودهء بناى ابراهيم عليه السّلام رسيد . پس مردم را گردآورد و گفت : آيا مىدانيد كه اين شالودهء ابراهيم است ؟
گفتند : آرى - بدينسان خانه را بر شالوده ابراهيم عليه السّلام بنا نهاد و از حجر اسماعيل شش ذراع را به خانه درآورد و چهار ذراع ديگر وانهاد . برخى هم گفتهاند : هفت ذراع را به خانه درآورد و سه ذراع را واگذاشت . او همچنين براى خانه دو درگاه همسطح زمين ، در دو سوى خاور و باختر گشود تا از يك در به خانه درآيند و از در ديگر بيرون شوند . او بر اين درها لوحههايى از زر قرار داد و كليدهاى درها را هم از زر ساخت . ابو جهم بن حذيفه عدوى از مردان قريش است كه در اين بازسازى حضور داشت . او مىگويد : دوبار در ساختن كعبه كار كردم : يكى در روزگار جاهليت و با توان جوانى سودرسان و ديگرى در روزگار اسلام و با توان پيرى ناتوان .
هامش
( 1 ) . « ان النفقه قصرت بقومك فاقتصروا و لو لا حدثان عهدهم بالكفر لهدمته و اعدت فيه ما تركوا » . حديث را بنگريد در :
صنعانى ، مصنف عبد الرزاق ، ج 5 ، ص 128 ، ش 9150 - م .