دوم آنكه چنين كسى از كشته شدن در امان خواهد بود ؛ زيرا خداوند بر هركس كه بدين خانه درآيد ، احرام بستن را واجب گردانده و هم بر او حرام ساخته است كه بىاحرام درآيد .
پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله نيز هنگامى كه در « سال گشايش » به مكه درآمد آنجا را تنها براى خويش « حلّ » اعلام داشت و فرمود :
« دمى از يك روز برايم حلّ و حلال قرار داده شد ، درحالىكه نه پيش از من براى كسى حلال شده و نه پس از من براى كسى حلال خواهد شد » « 1 » .
به هرروى ، خداوند سپس فرموده است :
وَ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا
« 2 »
بدينسان خداوند پس از قبله ساختن آن ، حج گزاردن به سوى آن خانه را واجب ساخت ، چه ، نماز گزاردن به سوى كعبه در سال دوم هجرت واجب شده بود و حج در سال ششم هجرت واجب شد .
از آن روى كه دو عبادت از اركان اسلام به كعبه و بدان واسطه به مكه پيوند مىيابد و اين شهر به حرمتى كه دارد از ديگر شهرها جدا شده ، بايسته است نخست وصف كعبه و مكه را بيان داريم و سپس از احكام حرم مكه ياد كنيم .
فصل [ : بناى كعبه ]
اما بناى كعبه : نخستين كسىكه پس از طوفان نوح اين كار را عهدهدار شد ابراهيم عليه السّلام بود .
خداوند عزّ و جلّ در اين باره فرموده است :
وَ إِذْ يَرْفَعُ إِبْراهِيمُ الْقَواعِدَ مِنَ الْبَيْتِ وَ إِسْماعِيلُ رَبَّنا تَقَبَّلْ مِنَّا إِنَّكَ أَنْتَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ
« 3 » .
اينكه ابراهيم و اسماعيل از خداوند مىخواهند كار آنان را بپذيرند ، حكايت از آن دارد كه آنان به برپاداشتن آن خانه فرمان يافته بودند .
اين خانه به واسطهء بلندىاى كه دارد « كعبه » نام گرفته است ، واژهاى برگرفته از اين سخن
هامش
( 1 ) . متن حديث چنين است : « احلت لى ساعة من نهار و لم تحل لاحد من قبلى و لا تحل لاحد من بعدى » . متن را با همين ساختار و ساختارهاى همانند بنگريد در : مسلم ، صحيح مسلم ، ج 2 ، ص 986 - 989 ش ، 1353 و پس از آن ؛ بخارى ، صحيح البخارى ، ج 1 ، ص 51 ، ش 104 و پس از آن و ج 2 ، ص 857 ، ش 2302 ؛ ابن حبان ، صحيح ابن حبان ، ج 9 ، ص 28 ، ش 3715 ؛ ترمذى ، سنن الترمذى ، ج 4 ، ص 21 ، ش 1406 ؛ هيثمى ، مجمع الزوائد ، ج 3 ، ص 283 و 284 - م .
( 2 ) . آل عمران / 97 : و براى خداوند بر عهدهء آدميان حج آن خانه است ، بر هركس كه راه به سويش تواند برد .
( 3 ) . بقره / 127 : آن هنگام كه ابراهيم پايههاى آن خانه را با اسماعيل بالا مىبرد گفتند : اى پروردگار ما ، از ما بپذير ، چرا كه تو خود شنواى دانايى .