تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإعجاز البياني للقرآن ( اعجاز بيانى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 21

مساهمون:

ص٢١
رافعى هم دربارهء كتاب خود - كتابى كه سعد زغلول آن را چنان مىبيند كه « گويا تنزيلى از تنزيل است » و يعقوب صروف هم بر هر مسلمانى كه نسخه‌اى از قرآن دارد لازم مىداند نسخه‌اى از اين كتاب نيز داشته باشد - همين ادّعا را مطرح كرد ، اما هنوز چند سالى از ظهور آن كتاب نگذشت كه كسى ديگر چنين اظهار عقيده كرد كه از قرن چهارم هجرى تا كنون هيچ كتابى دربارهء اعجاز قرآن پس از كتاب باقلانى ديده نشده است ! هر چند خصومتهاى مذهبى و فكرى ، در گذشته مسئلهء اعجاز را بر گردونهء كشاكشهاى مذهبى و مجادلات كلامى و كينه‌ها و دشمنيهاى شخصى قرار داده است ، امّا ما پس از اين همه باز مىگرديم و همان سخنى را مىگوييم كه در آغاز اين مقدّمه گفتيم : شايد از جلوه‌هاى اعجاز قرآن است كه چنين مسأله‌اى در برابر همهء نسلها مطرح باشد و نسلهاى بشرى ، يكى پس از ديگرى ، با آن روياروى شوند ، و اين مسئله تا ابد بماند و چونان چشمه‌اى گسترده در پهنهء تاريخ پيوسته همگان را از زلال خويش بهره‌مند سازد ، و به افقى ماند كه هرگاه نسلى گمان كند به كرانه‌اش نزديك شده ، به دور دستها ، آنجا كه فراتر از نگاه هر بيننده‌اى است ، بگسترد . . . تا آنجا كه من مىفهمم ، مسئلهء اعجاز بيانى قرآن هر تلاشى را كه براى تعيين ماهيّت و حدود آن صورت گيرد پشت سر مىگذارد ؛ اكنون من با فروتنى به اين عرصهء متعالى گام مىنهم و آن وجه اعجازى را كه پس از اشتغالى دراز مدت به تأمّل در كلمات الهى بدان راه يافته‌ام ، در كنار ديگر تلاشهاى سلف صالح براى [ يافتن وجوه ] اين اعجاز تقديم مىكنم ، اعجازى كه خود درباره‌اش فرموده است : « اگر اين قرآن را بر كوه نازل مىكرديم مىديدى كه از خوف خدا خاشع شده و شكاف برداشته است . اينها مثلهايى است كه براى مردم مىآوريم ، شايد كه انديشه كنند » [ حشر / 21 ] . صدق الله العظيم