الإمام الصادق و المذاهب الأربعة ( امام صادق و مذاهب چهارگانه ) ( فارسي ) — صفحة 418
پيامبرت از آنان چنين خبر داد : إِذا جاءَك الْمُنافِقُون قالُوا نَشْهَدُ إِنَّك لَرَسُول اللَّه وَ اللَّه يَعْلَم إِنَّك لَرَسُولُه وَ اللَّه يَشْهَدُ إِن الْمُنافِقِين لَكاذِبُون ، اتَّخَذُوا أَيْمانَهُم جُنَّةً فَصَدُّوا عَن سَبِيل اللَّه إِنَّهُم ساءَ ما كانُوا يَعْمَلُون . « 1 » ( 1 ) سوره منافقون ، آيه 1 و 2 . اى رسول چون منافقان نزد تو آمده گفتند كه ما به يقين گواهى مىدهيم كه تو فرستادهء خدايى خداوند مىداند كه تو رسول اويى و خدا هم گواهى مىدهد كه منافقان دروغ مىگويند . آنان سوگندهاى خود را سپر جان خود كردهاند تا بدين وسيله راه خدا را ببندند كه به آنچه مىكنند بسيار بد مىكنند . اينان كسانى هستند كه : يُخادِعُون اللَّه وَ هُوَ خادِعُهُم وَ إِذا قامُوا إِلَى الصَّلاةِ قامُوا كُسالى يُراؤُن النَّاس وَ لا يَذْكُرُون اللَّه إِلَّا قَلِيلًا ، مُذَبْذَبِين بَيْن ذلِك لا إِلى هؤُلاءِ وَ لا إِلى هؤُلاءِ وَ مَن يُضْلِل اللَّه فَلَن تَجِدَ لَه سَبِيلًا « 2 » ( 2 ) سوره نساء ، آيه 142 و 143 . همانا منافقان با خدا مكر مىكنند و خدا نيز به آنان مكر مىكند و چون به نماز با حالت كسالت و بىميلى آيند خودنمايى كنند به مردم و ياد خدا را جز اندك نكنند . دو دل و مردد باشند نه به سوى مؤمنان روند و نه به سوى كافران . پس هر كه را خدا گمراه كند ، هرگز او را به راه راست نخواهى يافت . و ما از كسانى كه با پيامبر تو به ستيزه برخاستند تبرى مىجوئيم وَ مَن يُشاقِق الرَّسُول مِن بَعْدِ ما تَبَيَّن لَه الْهُدى وَ يَتَّبِع غَيْرَ سَبِيل الْمُؤْمِنِين نُوَلِّه ما تَوَلَّى وَ نُصْلِه جَهَنَّم وَ ساءَت مَصِيراً « 3 » ( 3 ) سوره نساء ، آيه 115 . و هر كس پس از آنكه راه حق بر او روشن شد ، راه مخالفت با رسول را پيش گرفت و راهى غير از راه اهل ايمان برگزيد ، او را به همان راه باطلى كه انتخاب كرده وامىگذاريم و او را به جهنم درمىافكنيم كه آن مكان بر او بد منزلگاهى است . اگر اين نسبتهايى كه به شيعه داده شده اندكى نيز درست بود ، به راستى ايرادهايى بزرگ بودند ، اما تمامى آنها تهمت است و افترا ، كه غرضورزيها آنها را ساخته و توهمات و خيالپردازيها آنها را بافته ، و آنگاه نسلهاى پسين از آنها اثر پذيرفته است . اگر قلمهاى صالح و مستقل و آزاد در اين باب تحقيق كرده و مطلب نوشته بودند ، قطعا وضعيت به گونهاى ديگر بود . از اينكه شيعه از معاويه و حزبش روى گردانده و با منطق و بر اساس دانش و علم و آزادى فكر با آنان به بحث علمى پرداختند ، آيا در پيشگاه عدالت مجرم شناخته مىشوند ؟ آيا شيعيان را مىتوان به عدم استقامت و پايدارى متهم كرد كه روايات آنان مطرود شدهاند ؟ اى حديثشناسان كمى انصاف دهيد ، آيا گفتهها و بافتههاى كسى كه با