كمال گستاخى به سب على دست زد و نسبت به او دشمنى كرد و به اهانت و تحقير او پرداخت ، كنار نهادهايد ؟ نه ، نه ، او را در روايت موثق دانستهايد و او را به اعتقادات نيك ستودهايد و او را پشتيبان و يارىكننده سنت وصف كردهايد ! نمىخواهيم در اين باب ، كه بابى است گسترده ، بيش از اين بحث كنيم ؛ ما در آينده در مورد علل و انگيزههاى متهم ساختن شيعيان سخن خواهيم گفت ، و نيز در مورد افتراها و بهتانها در جلدهاى بعد بحث خواهيم كرد .
گمان ما اين بود كه با گذشت روزگارى كه به اقتضاى زمان مطالبى در جهت ايجاد جدايى و تفرقه در ميان صفوف امت ساخته و جعل مىشد ، دورهء افتراها و اتهامها پايان يافته است . و نيز مىپنداشتيم كه همراه مدفون شدن جاعلان ، جعلها و بهتانها نيز مدفون گشتهاند ، و ما در عصر آزادى فكر و انديشه و روزگار روشنگرى و از ميان رفتن موانع قدرت و سياست از آن اعمال و كردار فاصله گرفتهايم ، ولى با كمال تأسف مىبينيم كسانى پيدا مىشوند كه مىخواهند اختلافات گذشته را زنده كنند و دوران كهن و سياه را تجديد نمايند و با ساز تعصب برقصند .
البته اين مطالب و كوششهاى هرج و مرج طلبانه در اصل در خور ذكر و توجه نيست ، چرا كه براى آنها بيرون كشيدن مهملات كار سختى نيست .
پس از اين برخى از گفتهها و آراء تهمتزنندگان به شيعه را ، از نويسندگان و مورخان ، كه پيرامون شيعه و صحابه بدون قيد و شرط سخن گفته و بدون اينكه نسبت به عقيده شيعه دربارهء اصحاب پيامبر آگاهى داشته باشند اظهار نظر كردهاند ، خواهيم آورد .
اگر اين نويسندگان پيرامون اين موضوع با دقت و تتبع بحث كرده بودند ، و خلوص را در تحقيق رعايت كرده و خود را به خاطر خدمت به حق از عواطف شخصى رها مىساختند ، قطعا از نسبتهايى كه به شيعه دادهاند كه اينان العياذ بالله اصحاب پيامبر را كافر دانستهاند ، پشيمان شده و عليه خود حكم مىكردند .
اين موضوع يكى از مهمترين موضوعاتى است كه لازم است همه سويه پيرامون آن گفتوگو كنيم ، ولى چون در اين جلد امكان چنين كارى نبود ، آن را به جلد دوّم واگذاشتيم . از خداوند مدد مىطلبيم و راستى و خلوص در عمل را از او مسئلت داريم ، و اوست توفيق دهنده .
الإمام الصادق و المذاهب الأربعة ( امام صادق و مذاهب چهارگانه ) ( فارسي ) — صفحة 419
مساهمون: اسد حيدر
ص٤١٩