پرش به محتوای اصلی

الإمام الصادق و المذاهب الأربعة ( امام صادق و مذاهب چهارگانه ) ( فارسي ) — صفحه 197

پدیدآورندگان:

ص۱۹۷

مقدمه

پيش از آنكه از زندگى امامان چهارگانه سخن بگوييم ، ناگزيريم از چگونگى و علل پيدايى اين مذاهب بحث كنيم ، و بگوييم چه شد كه مذاهب فقهى به چهار مذهب معين منحصر گرديد و استنباط حكم شرعى جز به وسيله پيشگامان كاروان فقه اسلامى مجاز شمرده نشد ؛ آن چهار تن منشأ تشريع و قانون‌گذارى و مرجع اعلاى دين ناميده شدند ، تا آنجا كه ادعا شد كه پس از آنان باب اجتهاد به روى مسلمانان بسته شده و ديگر اجتهاد جايز نيست . بسته شدن باب اجتهاد سبب جمود و ركود قانون‌گذارى گرديد و حيات و پويايى را از امت اسلامى گرفت . اين امور ما را بر آن مىدارد كه در اين باب تعمق كنيم . به حقيقت ماجرا پى نخواهيم برد مگر به زمينه‌ها و شرايطى كه اين مذاهب پديد آمدند و مذهب‌گرايى به امامانى خاص منتهى و منحصر شد ، توجه كنيم . ابتدا ناچاريم از علل پيدايى و عوامل گسترش اين مذاهب سخن بگوييم ، و روشن كنيم آيا ارزش معنوى مذاهب مورد بحث سبب انتشارشان شد ، يا اينكه حمايت و دخالت قدرتها و حكومتها در اين مورد نقش داشته است ؟ آيا مذاهب مستقل از نفوذ قدرت بوده يا سياست در آن اثر داشته است ؟ و آيا مذاهب طبق اهداف خود عمل كرده يا از اغراض حكام پيروى كرده‌اند ؟ وقتى كه زمينه‌ها و علل پديد آمدن مذاهب را به بحث گذاشتيم ، پاسخ سؤالات را خواهيم يافت .