تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ما بعد الظهور ( تاريخ پس از ظهور ) ( فارسي ) — صفحة 240

مساهمون:

ص٢٤٠
اصحاب كهف مىباشند ؛ يك نفر از آمل ؛ يك نفر از جرجان ( گرگان ) ؛ يك نفر از هرات ؛ يك نفر از بلخ ؛ يك نفر از قراح ؛ يك نفر از عانه ؛ يك نفر از دامغان ؛ يك نفر از سرخس ؛ سه نفر از سيار ؛ يك نفر از ساوه ؛ يك نفر از سمرقند ؛ بيست و چهار نفر از طالقان كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله از آنها ياد كرده است ؛ و در خراسان گنج‌هايى است كه از طلا و نقره نيستند « 1 » بلكه مردانىاند كه خدا و رسولش آنان را گرد هم مىآورند ؛ دو نفر از قزوين ؛ يك نفر از فارس ؛ يك نفر از ابهر ؛ يك نفر از بر جان ( شايد جرجان باشد ) ؛ يك نفر از جموح ؛ يك نفر از شاخ ؛ يك نفر از صريح ؛ يك نفر از اردبيل ؛ يك نفر از مراد ؛ يك نفر از تدمر ؛ يك نفر از ارمينيه ؛ سه نفر از مراغه ؛ يك نفر از خوى ؛ يك نفر از سلماس ؛ يك نفر از اردبيل ( تكرارى است ) ؛ يك نفر از بدليس ؛ يك نفر از نسور ؛ يك نفر از بركرى ؛ يك نفر از سرخيس ؛ يك نفر از منارجرد ( شايد بروجرد باشد ) ؛ يك نفر از قلقيلا ؛ سه نفر از واسط ؛ ده نفر از زورا ؛ يك نفر از سراة ؛ يك نفر از نيل ؛ يك نفر از صيدا ؛ يك نفر از جرجان ؛ يك نفر از قصور ؛ يك نفر از انبار ؛ يك نفر از عكبرا ؛ يك نفر از حنانه ؛ يك نفر از تبوك ؛ يك نفر از جامده ؛ سه نفر از آبادان ( عبادان ) ؛ شش نفر از حديثه موصل ؛ يك نفر از موصل ؛ يك نفر از معلثايا ؛ يك نفر از نصيبين ؛ يك نفر از كازرون ؛ يك نفر از فارقين ( اصل آن ميافارقين مىباشد ) ؛ يك نفر از آمد ؛ يك نفر از رأس العين ؛ يك نفر از رقه ؛ يك نفر از حران ؛ يك نفر از بالس ؛ يك نفر از قبج ؛ سه نفر از طرطوس ؛ يك نفر از قصر ؛ يك نفر از ادنه ( شايد ادرنه باشد ) ؛ يك نفر از خمرى ( شايد در اصل باخمرى باشد ) ؛ يك نفر از عرار ( عرعر ) ؛ يك نفر از قورص ( شايد منظور قبرص باشد ) ؛ يك نفر از انطاكيه ؛ سه نفر از حلب ؛ دو نفر از حمص ؛ چهار نفر از دمشق ؛ يك نفر از سوريه ؛ دو نفر از قسوان ( شايد اسوان باشد ) ؛ يك نفر از قيموت ( شايد بيروت باشد ) ؛ يك نفر از كراز ؛ يك نفر از اذرح ؛ يك نفر از عامر ؛ يك نفر از دكار ؛ دو نفر از بيت المقدس ؛ يك نفر از رمله ؛ يك نفر از بالس ( تكرارى ) ؛ دو نفر از عكا ؛ يك نفر از صور ؛ يك نفر از عرفات ؛ يك نفر از عسقلان ؛ يك نفر از غزه ؛ چهار نفر از فسطاط ؛ يك نفر از قرميس ؛ يك نفر از دمياط ؛ يك نفر از محله ؛ يك نفر از اسكندريه ؛ يك نفر از برقه ؛ يك نفر از طنجه ؛ يك نفر از فرنگ ( اروپا يا فرانسه ) ؛ يك نفر از قيروان ؛ پنج نفر از سوس ( شايد شرق دور باشد ) ؛ دو نفر از قبرص ؛ سه نفر از حميم ؛ قوص ؛ يك نفر از عدن ؛ يك نفر از علالى ؛ ده نفر از مدينه الرسول ؛ چهار نفر از مكه ؛ يك نفر از مرو ؛ يك نفر از احسا ؛ يك نفر از قطيف ؛ يك نفر از هجر و يك نفر از يمامه . ( 1 ) سپس امام على عليه السّلام فرمود : پيامبر صلّى اللّه عليه و آله شمار آنان را براى من ، سيصد و سيزده نفر فرمود به تعداد جنگاوران بدر ، كه خداوند شرقى و غربى آنان را گرد هم جمع مىآورد . . .
هامش
( 1 ) . در روايت گذشته اين توصيف در مورد طالقان آمده بود و نه خراسان . شايد عبارت « و در خراسان » زائد باشد ، زيرا حديث بدون آن معناى منسجم‌ترى پيدا خواهد كرد .