تلاش ، تنها يك معنا احتمال داده شد در اين صورت آن معنا ، متعين و مورد پذيرش است .
( 1 ) مشكل ديگرى كه در فهم برخى روايات وجود دارد اين است كه ما نمىدانيم كدام لفظ يا الفاظ روايات ، رمزى و تأويلى است و كدام صريح و غير رمزى . آيا مىتوان در ميان الفاظ يك حديث ، تفاوت قائل شد ، برخى را رمز گونه و برخى ديگر را غير رمزى معنا كرد ؟ و آيا اصولا ما نيازمند آنيم كه امثال اين روايات را رمزى معنا نماييم يا خير ؟
در پاسخ به سؤال اول بايد گفت اين كار شدنى است البته به شرط آن كه فهم كلى ما از الفاظ حديث ، در تعارض با يكديگر نباشد ؛ يعنى ضرورتا بايد بين معانى كه مىفهميم انسجام و همنوايى وجود داشته باشد .
و اما پاسخ سؤال دوم : پيش از اين به طور مبسوط گفتهايم هرگاه امكان فهم معناى مطابقى لفظ وجود داشته باشد ، نمىتوان معنايى رمزى را بر آن لفظ بار نمود . حتى تا زمانى كه امكان حمل بر معناى مجازى وجود داشته باشد ، نوبت به معناى رمزى نمىرسد . « 1 »
( 2 ) از رهگذر اين قواعد براى حل اين مشكل ، نخست سعى مىكنيم معناى رمزى و يا صريح الفاظ را از طريق قوانين كلى و دلالت روايات ديگر مشخص نماييم ؛ اگر اين كار ممكن نبود از روش طرح احتمالات مختلف براى حل اين مشكل استفاده مىكنيم ؛ زيرا زمانى كه ما احتمال معين و قريب به ذهنى را عرضه نماييم ، بالطبع اخبارى را كه به نحو رمز و نيز به نحو صريح و مستقيم بر آن دلالت مىكنند ، خواهيم شناخت .
( 3 ) 2 . دومين مطلب عمده در اين مقدمه ، بحث در پالايش و تصفيه رواياتى است كه اين حوادث را نقل كردهاند . ما اين گونه روايات را از لحاظ طرح مسائل اعجازى به دو بخش تقسيم مىنماييم :
الف ) رواياتى كه به دلالت لفظى و يا رمزى بر حوادث غير اعجازى و اجتماعى دلالت دارند .
ب ) رواياتى كه به صراحت ، تنها بر حوادث اعجازى دلالت دارند . در اين بخش بايد دو امر را مراعات كرد :
اول : ما وقتى مىتوانيم چنين رواياتى را حمل بر معانى اعجازى كنيم كه حتما با اصول قانون اعجاز نيز همخوانى داشته باشد و گرنه بايد آنها را به كنارى نهاد .
دوم : براى قبول حوادثى كه در قسمت « الف » به آن اشاره شد ، كافى است كه با روش كلىاى كه در مقدمه اين كتاب آورديم ، همخوانى داشته باشد . اما در قسم « ب » نياز بسيار بيشترى به « سختگيرى سندى » وجود دارد ؛ همانطور كه مشى ما در كتاب پيشين چنين بوده است . « 2 »
( 4 ) پس در حالى كه در مقدمه كتاب حاضر ، خبر واحد اطمينانآور و خالى از قراين مثبته را ( كه در تاريخ گذشته آن را نپذيرفته بوديم ) پذيرفتيم و در شرايطى كه نمىتوانيم اين شرط را در اخبار قسمت « ب » كه عهدهدار نقل اخبار معجزات است ، به دليل وجود گمان خطا و تحريف در آن اخبار
هامش
( 1 ) . الصدر ، سيد محمّد ، همان ؛ ص 218 به بعد .
( 2 ) . همان ؛ ص 208 .