( 1 ) [ 848 ] 4 - . . . امام صادق عليه السّلام فرمود : به خدا سوگند قائم آل محمّد [ عليهم السّلام ] فرزندان قاتلان حسين [ عليه السّلام ] را به سبب كار پدرانشان بكشد ( چون از كار پدرانشان خشنودند ) .
( 2 ) [ 849 ] 5 - . . . پيامبر خدا صلّى اللَّه عليه و آله فرمود : چون روز رستاخيز فرا رسد فاطمه [ سلام اللَّه عليها ] با گروهى از زنان آيد و او را گويند : به بهشت درآى .
فاطمه [ سلام اللَّه عليها ] گويد : به بهشت در نيايم تا اينكه بدانم پس از من با فرزندم چه كردند . به او گفته شود : به ميانهء محشر بنگر و او بنگرد و حسين [ عليه السّلام ] را ايستاده و بىسر بيند و نالهاى سر دهد و از نالهء او من ناله كنم و از نالهء ما فرشتگان نيز ناله و شيون سر دهند و در اين هنگام خداى گرامى و بزرگ خشم گيرد و آتشى را كه به آن « هبهب » گويند و هزار سال شعلهور شده تا سياه گشته است و هرگز آسودگى به آن راه نيافته و اندوه از آن بيرون نيامده است امر فرمايد كه قاتلان حسين [ عليه السّلام ] را دررباى و برچين هر چند حاملان قرآن باشند ؛ پس آنان را برچيند و چون در كام خويش گيرد بخروشد و آنان نيز بخروشند ، شيون سر دهد و آنان نيز شيون كنند ، بغرّد و آنان نيز بغرّند ؛ پس قاتلان با زبانى فصيح و گويا گويند : پروردگارا ! چرا پيش از بت پرستان ما را به آتش سوزاندى ؟ از سوى خداى فرازمند پاسخ آيد : همانا آن كس كه مىداند ، همانند كسى نيست كه نمىداند ( شما آگاهانه دست به گناه آلوديد ) .
( 3 ) [ 850 ] 6 - . . . عبد اللَّه بن بكر ارجانى گويد : با امام صادق عليه السّلام در راه مدينه تا مكّه همسفر بودم . در منزلگاهى كه « عسفان » نام داشت فرود آمديم و پس آنگاه حركت كرده و به كوهى سياه و هراسناك كه در سمت چپ مسير بود گذر كرديم . به امام عليه السّلام عرض كردم : اى پسر پيامبر خدا ، اين كوه چه هراسناك است ! در راه كوهى مانند اين نديدم . امام عليه السّلام فرمود : اى پسر بكر ! آيا مىدانى اين چه كوهى است ؛ اين كوه را « كمد » گويند كه بر وادىاى از وادىهاى دوزخ قرار دارد و خداوند قاتلان پدرم حسين عليه السّلام را در آن به بند كشيده است و آبهاى چركين و خونابه و آبهاى جوشان و آنچه كه از دوزخ درآيد و چرك آبى كه از فرج زنان زناكار در آيد
ثواب الأعمال وعقاب الأعمال ( فارسى ) — صفحة 499
مساهمون: الشيخ الصدوق
ص٤٩٩