و متعبّدان يهود و نصارى ، هر شبى به آن اسفار ، به حضرت حق از حيثيّت اسمى كه استناد رسول ايشان و كتاب و شريعت ايشان ، به آن اسم تمامتر است ، مناجات مىكنند و به قرائت و تلاوت آن بدان حضرت تقرّب مىجويند ، حكمش همچنين است كه در انجيل گفته شد .
و إن خرّ للأحجار في البدّ عاكف
فلا وجه للإنكار بالعصبيّة [ 1 ]
فقد عبد الدّينار معنى منزّه عن العار بالاشراك بالوثنيّة ) * معنى نصب على التمييز ، و منزّه فاعل عبد الدينار ، و البدّ معرّب بت و جمعه بددة .
يعنى : اگر روى آورندهء به بتى را بينى كه از جهت صورت آن سنگها ، كه بت را از آن تراشيدهاند در روى افتاده است ، و آن را به صورت سجده مىكند ، پس به تعصّب از جهت انكارى عظيم از جاى مرو ، و بر وى ظلم و تعدّى بسيار مكن و او را به كلَّى عبث مپندار ، و آفرينش او را بىفايده مشمر كه تعمير مرتبه اى مىكند ، و اظهار امرى عظيم را متصدى است و همان كمال پيدايى است ، چه بسيار كسانند كه تو ايشان را از عار و ننگ شرك به بت پرستى ، مبرّا و منزّه مىشمرى و ايشان به طريق معنى ، درم و دينار دنيوى را قبله و معبود خود ساختهاند ، و چنان كه آن شخص كه به طريق صورت بت مىپرستد ، عمر خود را در تعظيم و توقير آن بت به سر مىبرد و نفع و ضرّ خود را بالوساطه ، به بت اضافت مىكند و او را قبلهء حاجات خود مىسازد .
هم چنان كه دنيا دارى كه همهء عمر خود را در جمع و توفير و توقير سيم و زر ، صرف مىكند و زر و سيم را قبلهء حاجات و آمال و امانىّ خود ساخته است و دل و جان خود را فداى سود و زيان او كرده ، و تو او را موحّد مىخوانى ، و از ننگ
هامش
[ 1 ] البد : بيت الصنم : بتخانه . العاكف : المقبل على الشيء المواظب له . العصبية : القرابة المتصلة بالنسب .
في نسخة الشارح العلامة : فلا تعد للإنكار . . . .