تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مشارق الدراري ( شرح تائية ابن فارض ) ( فارسي ) — صفحة 747

مساهمون:

ص٧٤٧
بت پرستيش منزّه مىدانى و او در شرك از آن بت پرست صورتى ، قوىتر است ، چه آن مسكين بارى به حكم * ( ما نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونا إِلَى الله زُلْفى ) * « 1 » در وقت تعظيم و عبادت آن بت ، خداوند يگانه را به خاطر و ضمير مىگذراند ، غير انّه در فعل و اثر ايصال نفع و ضرّ ، آن بت را شركتى اثبات مىكند ، و اين دنيادار حريص شقي ، در وقت جمع و تعظيم زر و سيم ، خداى تعالى را هرگز به ياد نيارد و در خاطر نگذراند و قضاى حاجات خود را در آن حطام منحصر داند ، و رضا و سخط او از حق تعالى به حصول و عدم حصول آن ، مقرون باشد . و لهذا مصطفى - صلَّى الله عليه و سلَّم - مر چنين دنيادارى را ، بندهء دينار و درهم خوانده است ، و بر وى به خوارى « 2 » و نگونسارى دعا كرده ، كما قال - عليه الصلاة و التحيّة - : « تعس عبد الدينار ، و عبد الدرهم ، و القطيفة و الخميصة ، ان اعطى رضى ، و ان لم يعط لم يرض » پس بر آن بت پرست صورتى چندانى انكار و تعدّى كن كه بر اين دنيادار مىكنى ، و الا عصبيّت و تعدّى به يك سو ، نه و به حكيمى خدا ، اقرار درست كن و حقيقت شمر كه او بىحكمت از سر عبث كارى نكند و چيزى نيافريند .
و قد بلغ الإنذار عنّي من بغى و قامت بي الأعذار في كلّ فرقة « 3 »
و به تحقيق آگاهى دادن و تخويف كردن از عذاب و عقاب از قبل من ، من حيث السنة الأنبياء و الرّسل ، كه مظاهر هدايت منند ، به هر كسى كه به حسن استعداد و قابليت ، در صدد وعى و قبول آمده بود ، از مؤمنان رسيد و به آن وعى و قبول ، خود را به رحمت اختصاصى من سزاوار و نزديك گردانيد ، و به حكم سابق من كه - هؤلاء في الجنّة ، و به عمل اهل الجنة يعملون ، و هؤلاء في النار ، و به عمل
هامش
« 1 » الزمر ( 39 ) آيهء 3 . « 2 » نكو سارى . در اصل . « 3 » منّى - خ ل - البغي : الظَّلم .