ظهور اين صفات من ، أعنى سمع و بصر و كلام ، و أخذ و بطش و قوّت در مراتب از اين اسامى جوارح من است ظاهرا ، يعنى ظهور اين صفات ، به واسطهء چشم و گوش و دهان و زبان و دست من است ، نه آن كه جزئىاند از اين اسماى اعضاى من ، و اينك نفس من از آن روى كه مدبّر است در اين عالم حس به اين صفات و اسمايى كه از ايشان ، منتشى است ، چون سميع و بصير و أمثالهما ، متسمّى شده است تسميه اى است به طريق مجاز ، چه به حقيقت متسمّى به اين اسما و صفات ، حضرت ذات است و اين تسميهء مجازى از براى آن حكمتى و مصلحتى است ، تا حكم حجابيّت كه اغلب كمالات اسمايى كه تعمير مراتب و نشآت تماما بر آن موقوف و مترتّب است ثابت باشد ، و حينئذ تمييز اهل قبضهء يمين از اهل قبضهء شمال حاصل آيد « 1 » ، و سعدا از اشقيا جدا شوند ، چنان كه فرمود :
* ( لِيَمِيزَ الله الْخَبِيثَ من الطَّيِّبِ ) * « 2 » و نيز تا به ظهور تمام آثار اين اسما و صفات ، توهّم اضافت نقص و غلط و خطا ، كه لازم حال حجابيّت است به صفات مقدس آن حضرت ، لازم نيايد و نيز تا تفاوت درجات اهل علم در استعمال اين صفات و تلبّس به احكام اين اسما ظاهر شود ، زيرا كه حقيقت اين اسما و صفات در بعضى ثابت و از بعضى منفى است به كلَّى ، چنان كه فرمودند : * ( لَهُمْ أَعْيُنٌ لا يُبْصِرُونَ بِها وَلَهُمْ آذانٌ لا يَسْمَعُونَ بِها ) * « 3 » و جاى ديگر ، * ( مَثَلُ الْفَرِيقَيْنِ كَالأَعْمى وَالأَصَمِّ وَالْبَصِيرِ وَالسَّمِيعِ هَلْ يَسْتَوِيانِ مَثَلًا ) * « 4 » ، پس حكمت آن تسميهء مجازى ، اينها است كه گفته شد .
رقوم علوم في ستور هياكل
على ما وراء الحسّ في النفس ورّت [ 1 ]
هامش
[ 1 ] و المراد من رقوم العلوم : حواس الإنسان التي بها يحصل العلم و المشاهدة و انّ الحواس هي روابط الغيب و الإدراك . ورّت : اشارت .
« 1 » شمال حاصل آمد . . . م .
« 2 » الأنفال ( 8 ) آيهء 37 .
« 3 » الأعراف ( 7 ) آيهء 179 .
« 4 » هود ( 11 ) آيهء 24 .