تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مشارق الدراري ( شرح تائية ابن فارض ) ( فارسي ) — صفحة 559

مساهمون:

ص٥٥٩
فخذ علم اعلام الصّفات به ظاهر المعالم من نفس بذاك عليمة « 1 »
فخذ معرفة السّمع و البصر و الكلام و القوّة ، فانّ هذه الصفات لظهورها و ظهور آثارها و كثرة جدواها ، اعلام الصفات و مشاهيرها الكائنات به ظاهر المعالم ، اى به ظاهر محالّ هذه الأعلام ، و هو الأذن و العين و اللَّسان و اليد من نفس ، و ايّ نفس عليمة بذلك العلم و هي نفسي ، فقوله : اعلام الصفات به ظاهر المعالم ، كقولك سمعت الخبر من اثبات الرجل به ظاهر المدينة . پس بگير معرفت صفتهايى كه نشانه هايند در پيدايى و كثرت منافع ، و آن صفتها سمع است و بصر و كلام و قوّت ، كه اين اعلام صفات كاينند در ظاهر اين محلَّهاى ايشان كه گوش است و چشم و زبان و دست از نفسى ، و چگونه نفسى كه به علم حقايق و اصول و كيفيّت صدور و ظهور اين صفتهاى مذكور سخت دانا است ، و آن اين نفس من است كه من حيث حكمها الإجمالي ، حقيقت او به سبب ظهور روح اعظم است ، اى قلم أعلى در اين عالم حس به جهت تدبير اين صورت عنصرى من ، و من حيث حكمها التفصيلي ، حقيقت او نفس كل و لوح المحفوظ است كه متصدّى است مر تدبير اين صورت تفصيلى مرا كه عالم است ، علم اين صفات مذكور از سمع و بصر و كلام و قوّت از آن به نفس خودش حوالت مىكند ، كه اين صفات كه در اين مظاهر به صورت كثرت و تفصيل ظاهرند ، از باطن اين نفس او منتشى شده‌اند ، تا به ايشان و آثار ايشان كمالاتى كه ظاهر اين نفس او را به مرتبهء حس متعلق بود ، به تفصيل تمام ظاهر شود . پس چون نفس اين صاحب مقام احديّت جمع مذكور ، مر تدبير اين صورت اجمالى و تفصيليش را متعرّض است ، و به صورت تفصيل و كثرت افعال و احوال و حركات و سكنات ، به حسب حكم نشأت ظاهر ، و اين صفات نيز كه سمع است و بصر و كلام و قوّت آلات اويند كه از جهت حكمت اين ظهور او به صورت
هامش
« 1 » المعالم جمع معلم : اثر و علامة يوضع على الطريق للاستدلال به .
مشارق الدراري ( شرح تائية ابن فارض ) ( فارسي ) — صفحة 559 | سعيد الدين سعيد فرغاني / سيد جلال الدين آشتيانى