تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مشارق الدراري ( شرح تائية ابن فارض ) ( فارسي ) — صفحة 473

مساهمون:

ص٤٧٣
از من هر پراكندگى جزئيّتى را كه در من مانده باشد ، و شامل شود اين جمعيت من هر بن مويى و جزئى و ذره‌اى از اين صورت عنصرى مرا تا به هر ذره‌اى و جزئى همه را دريابم . فمتعلَّق لام ليجمع ، معينتى . و قوله : و العون منّي ، اعتراض الكلام بينهما .
و يخلع فيما بيننا لبس بيننا على انّني لم ألفه غير ألفة « 1 »
و نيز مفارقت واقع مىشود تا بدر كرده شود هر جامهء جدايى را كه در ميان من و حضرت معشوق بود ، أعنى هر حالى و صفتى كه در وقت سلوك و پيش از سلوك من بدان متلبّس بودم ، و آن حال و صفت ، به امتياز و جدايى ميان ما حكم مىكرد ، خلع كرده شود و اين خلع جامهء جدايى بر آن وجه باشد كه من عين آن تميّز و جدايى را نيابم جز پيوند و يگانگى ، زيرا كه به نظر صحيح آن تلبّس من به حالت و صفت حجابيّت و تفرقه ، موجب تكميل و سبب وصول من است به حقيقت كمال ، چه تحقّق من به حقيقت اين مقام مذكور مشروط است به انتشاى همهء صور نشآت دنيوى و برزخى و حشرى و جنانى و كتيبى و غيرها ، و انتشاى آن صور به تمامها موقوف است بر اين حالت حجابيّت ، چنان كه تحقيق و تقرير آن بعد از اين مبرهن خواهى ديد ، پس آن صورت تفرقه و جدايى ، عين الفت و آشنايى يافته شود . پس چون در اين چند بيت بيان تطابق مثالين كرد از جهت سير در معنى و ادراك حضرت معشوق در او ، و اكنون تحقيق آن از صور حسّى و از حواس ظاهر مىكند ، و اول آگاه مىگرداند از آن . حرف جرّ فيما يتعلق ب : بيننا ، بمعنى تفرقتنا « 2 » .
تنبّه لنقل الحسّ للنّفس راغبا عن الدرس ما أبدت بوحي البديهة « 3 »
هامش
« 1 » بيننا الأول : ظرف مكان ، و الثاني بمعنى البعد . لم ألفه : لم أجد . « 2 » حرف الجر يتعلق ب : بيننا ، بمعنى : تفرّقنا - خ ل - . « 3 » راغبا عن الدرس : زاهدا فيه . البديهة : اول خاطر يخطر بالبال .
مشارق الدراري ( شرح تائية ابن فارض ) ( فارسي ) — صفحة 473 | سعيد الدين سعيد فرغاني / سيد جلال الدين آشتيانى