كلَّى مذكور و در سه بيت ديگر ، به مقام فقر ، آن گاه به زبان ارشاد تربيت آغاز نهادم .
تقرّبت بالنفس احتسابا لها و لم
أكن راجيا عنها ثوابا فأدنت [ 1 ]
نزديكى جستم به نفس و او را با جملهء حظوظ و صفاتش ، پيش كش حضرت معشوق كردم و از سر او و جملهء حظوظش برخاستم ، از جهت در شمار آوردن حضرت او را لا غير ، و از آن حضرت اميد دارنده نبودم جزايى و ثوابى دنيوى يا اخروى را ، بلكه نفس را از جهت آن كه دشمن او است از بهر او ترك كردم و فداى او ساختم و از خود دور كردم ، تا لا جرم مرا به خود نزديك گردانيد و تجلَّى و فيض ذات خودش را ثواب آن ترك و فدا ساخت .
در ترك و فداى نفس اشارت است به تحقيق به مقام توبه .
و قدّمت مالي في مآلي عاجلا
و ما إن عساها أن تكون منيلتى
تقدير البيت : و قدّمت عاجلا ما حصل لي بواسطة الأعمال المرضيّة و ترك النفس و حظوظها في مآلى ، أي في النشأة الأخرويّة من الدرجات و النعيم الجنانيّة ، و قدّمت ايضا ما يمكن أن تنيلني حضرة المعشوق في تلك النشأة الأخرويّة بمحض امتنانه في جنّة الامتنان و جنّة الميراث .
يعنى : از جهت تحقّق به مقام فقر و فنا از بهر حضرت معشوق كه كمال و بقاى حقيقى بر آن مترتّب است ، دنيا و ما فيها كه در معرض تغيّر و زوال و فنا است ، البته هيچ قدرى ندارد كه در آن مقابله تواند آمد ، و امّا آخرت و ما فيها من الجنّات و نعيمها كه به نعت بقا موسومند و تواند بود كه در آن معرض از ايشان كسى حسابى برگيرد ، من از آن جمله از بهر آن كه در آن راه حجاب بودند ، چه در نظر من حيث المراتب غير مىنمودند ، به كلَّى نظر برگرفتم و آن را نيز به يكبارگى پيشكش راه فنا و فقر كردم .
هامش
[ 1 ] احتسابا ، من احتسب بكذا اجرا عند الله : قدّمه ينوي به وجه الله . ثوابا : جزاء الخير . ادنت : قربت .